{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ای برای طفل نازنینم:

میان حاشیه های تاریخ گم خواهم شد
ولی قبل از روزی برای کودکم خواهم گفت که " عاشورا کوچه بغلی‌مان بود". که کشتند و شکستند و دریدند و تکاندند، و عدالت کجاست؟ خواهم گفت از امار دروغ آن ور آبی ها از بهار ها و ملینا و انیلا ها.، که خون فقط با خون پاک می‌شود با قصاص با انقلاب با خیزش. از کودکانی خواهم گفت که خانه پدریش را جهاد سازندگی ساخته ، مادر بزرگش با نهضت‌ سواد آموزی شش کلاس درس خوانده، به لطف پدر معتادش کمیته امداد امام خمینی شامل حالش شده. بیوگرافی روبیکایش را حدس بزن؟ آفرین جاوید شاه که چرا ؟ در مدرسه به ما پرتقال نمیدهند ما شیر پاکتی می‌خواهیم. تو تملق ان میگویی که پدر پدر پدر بزرگت را در ساواک به قتل رساند و تجاوز به عنف کمترین کارشان بود. کلمه بحرین، ارارت، زرکوه ،آریایی، اترک، اروندرود، چکاب به گوشت خورده؟ کلمه نیستند ، همه اینا شرح مناطقي ست که پهلوی رئوف به اعراب و ترک و غیره داد اه خدای من رئوفت و مهربانی را میبینی ؟ به راستی تو میدانی عنف یعنی چه؟ میدانی غیرت چیست؟ احوال زن حامله را میدانی که به تازگی بچه سقط کرده از شنیدن خبر شهادت همسر؟ میدانی انگشت علی را برای بردن انگشترش بریدند چیست؟ جنایت را با کدامین ج مینویسد و خیانت را چه‌طور؟ "آ"مثل آبدانان "عین" مثل علی رضا صیدی و "کاف" مثل چی؟ من می‌گویم ک مثل کشتن به وقت ارقام، کشته سازی کثافت. "میم "را چه میگویی؟ مثل ملینا یا شاید هم بهار ، مستی و مادر خرابی." نون "را تو بگو،نمک به حرومی؟ نداشتن صلاح برای دفاع؟ نکشیدن اسلحه؟ طفل نازنینم، اذان بگو وقت افطار حسین بابری است زنگ تفریح را هم بزن اخر میدانی معلم هم بود . حسین خسته است ، حسین روزه است حسین یاور عباس است. حروم زاده بی وجود مگر مکتب ما هندوئیسم است که بریدی، قطع کردی ، کشتی و سوزاندی؟ خاکسترش کو؟" خ "مثل خاکستر مثل خاکی که برسرمان شد‌. مثل خدای طبس خدای خلیج فارس. تیر شکاری فقط برای شکار آهو و غزال مگر نبود؟ که "ه" مثل هادی ، مثل چهل ضربه چاقو. شنیده ای کسی بگوید هادی بابا؟ پنداری علی اکبری دیگر زاده شد، پنداری عاشوریی دیگر، کودکی که دست در دست پدر پرواز کرد بی بال. طفل کوچکم ، باری دیگر مینویسم عاشورا کوچه بغلیمان بود.
۲۴ بهمن / ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)

آقای رب پهلوی، با بینی قوز داری که یادگار پدرت استخوب بِبو، ...

کاش تو را به من بازگردانند و من را به امید._ ۲۱ آذر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط