{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مترسکی سوال کردم، آیا از

از مترسکی سوال کردم، آیا از
ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟
پاسخم داد و گفت:
در ترساندن و آزار دیگران لذتی بیاد ماندنی است. پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم.

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:
راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم.
گفت: تو اشتباه می کنی، زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد، مگر آن که درونش از کاه پر شده باشد.

جبران خلیل جبران
دیدگاه ها (۴)

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

انقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم...که میترسم هرگاه ازشادی ...

قرارمان فصل انگورشراب ک شدم بیاتو جام بیاور.........من جان

بعد از تو.....

وینسیوس روانی شد: آردا گولر - ببینید چرا!

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟ پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای?پاسخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط