{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوای رفتن اگر بود

هوای رفتن اگر بود
نفس می کشیدم بی ابر
حنجره ی باران را رها می کردم از دستت...
و با تو از تبعید باد زیر پیراهن زخمی ام حرفی نمی زدم
چمدان را نبستم که سرزمینم قلب به قلب نگرانم نشود
گفتی نگران فردایت هستم
و فردا...
پشت ویزای دست هایت
پا به پا می شود
گفتی نگران چشم هایت هستم و آن که می بارید ...
می بارید
تا پیراهن سرزمینش در باد
از شکوفه های فروردین نگذرد
کمی آسمان کندم و در قلبم کاشتم
تا پرواز دیروز از خاطرات
به تاخیر بی افتد
و انتظار...
شیرین تر از لب هایی شود که گفت :
نگرانت هستم.





مهدی پاکدل
اشعار حسن جنت مکان
دیدگاه ها (۲۰۱)

هشتم دی ماه سالروز تولد فروغ فرخزاد گرامی باد ...چون سنگها ص...

تمام واژه ها برای توصیف مهربانی تو حقیرند!و هنوز...جمله ای ک...

94/6/3117:08

On this special day I just want to say Happy Birthday!!4:17 ...

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

تن من زندان استو منم زندانیمانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی...

در نبودن من هیچ اتفاقی نخواهد افتاد خورشید هر روز صبح طلوع خ...

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

آرزو میکنم در تنهایی تنهاییت تنها بمانی تو میتوانی دوستی مر...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط