{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او از هرچه می‌خواست دور بود، خیلی دور.

او از هرچه می‌خواست دور بود، خیلی دور.
اما ته دلش امید کوچکی را نگه می‌داشت.
می‌گفت: خدا رو چه دیدی .
دیدگاه ها (۰)

گر پیش او گذار کنی، ای نسیم صبحپیغام من بگوی و سلامی بیار از...

چون چشمِ تو دل می‌برد از گوشه‌نشینانهمــراهِ تـو بــودن گُنَ...

او گفت: «آدم سه جور است: مرد، نیمه‌مرد و هَپَلی هَپو و...» و...

گارد جاویدان اگر میتونست نگه داره آرارات، اروند رود، دشت نا ...

آرامش، جایی دور از تو نیست؛همین‌جاست... در قلبی که امید را ز...

خدا از بلاها دور نگه داره مردم عزیز عراق روخوب مهمان نوازی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط