{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج اجباری part3

ازدواج اجباری part3
ا.ت :بخاطر همین بیدارم کردی
جولی: ا.ت چقدر غر میزنی عه
جیمین: سلام من پارک جیمین هستم ۱۷ سالمه
سلام: من مین یونگی هستم ۱۸ سالمه
معلم خوب برید جولوی جونگ کوک و تهیونگ بشینید تا درس رو شروع کنیم
هردو سر تکون دادن و رفتن نشستن معلم شروع کرد درس دادن و بالاخره بعد یک ساعت نیم زنگ خورد
ویو ا.ت
وقتی زنگ خورد جیمین و یونگی رفتن طرف جونگ کوک و تهیونگ و تازه فهمیدم که دوست هستن پس حتما این دوتا هم مثل اونا پول دار هستن
ویو توی سالن غذا خوری
جیمین: جونگ کوک اون دختره که میز آخر نشسته بود کیه
جونگ کوک: کودوم
جیمین: اونی که بغل پنجره بود
جونگ کوک: آها ا.ت
جیمین: پس اسمش ا.ت هست
جونگ کوک: آره
تهیونگ: بچه ها جونگ کوک قراره ازدواج کنه
جیمین و یونگی همزمان عه مبارک
جیمین: با کی
یونگی: اصلا کی عاشق شدی
جونگ کوک: هوفف بسه ازدواج اجباریه حتی نمیدونم کیه
یونگی: واقعا
جونگ کوک: آره
یونگی: راستی جونگ کوک تو با اون دختره ا.ت بدی
جونگ کوک: آره از کجا فهمیدی
یونگی: از نگاه هات با نفرت نگاش میکردی چرا باهاش بدی
جونگ کوک: هیچی دعوامون شد چند دفعه
تهیونگ: ولی دوستش جولی خیلی خوشکله و همینطور کیوت
جونگ کوک:.........
لطفا حمایت کنید عسلی ها بوس بهتون💋🤎
دیدگاه ها (۶)

اسلاید اول جولی اسلاید دوم فرم مدرسه

ازدواج اجباری part2جولی: ا.ت چرا ناراحتی ا.ت: هیچی ولش کن بی...

مثلث عشق ۱

فیک ازدواج اجباری شخصیت های اصلی: ا.ت_جونگ کوک_تهیونگ- جولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط