{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مایا بیدار شدم فهمیدم خیلی گرسنمه رفتم تو رفتم تو اشپز خ

مایا- بیدار شدم فهمیدم خیلی گرسنمه رفتم تو رفتم تو اشپز خونه از کابینت نودل ورداشتم تو قابلمه آب ریختم امدم قابلمه رو رو گاز بزارم احساس کردم سرم گیج رفت و دیگه چیزی نفهمیدم ران- داشتم میرفتم خونه در خونه رو باز کردم دیدم مایا تو اشپز‌خونه از حال رفته سریع بغلش کردم و گذاشتمش تو ماشین بردمش بیمارستان مایا- چشمام رو وا گردم دیدم رو تخت بیمارستان هستم ران با چشمای قرمز بهم نگاه میکه و بعد منو بغل میکنه ران- حالت خوبه مایا
(ریندو هم بغلمون ایستاده بود) ریندو- مایا من مشکوکم به پیتزا ای که دیشب خوردیم جون منم حام خیلی بد شد و نزدیک بود مثل تو بشم ران- مایا ریندو راست میکه منم همینجوری شدم چرا!؟ ریندو- ران بخواطر پیتزا هستش یکی قسد داشته مارو مسموم کنه من این سم رو میشناسم این سم سمی هست که اگر فردی بخوره برای ۴۸ ساعت یا دو روز میخوابه یا بیهوش میشه اگر زیاد مصرف شه فرد هزیون میبینه... مایا- منم هزیون میدیدم داشتم از اتاق میومدم بیرون چنتا عجیب دیدم بعدشم با خودم گفتم حتما خیالاتی شدم ریندو ادامه داد- و بعدشم سرگیجه میگیره و بیهوش میشه بعد بیهمش شدن هم از خفگی‌میمیره معمولا این سم رو افراد خیلی قدرت میندی دارن....
دیدگاه ها (۰)

فهمیدم دیگه نمیخوام به زندگی ادامه بدم شاید امشب خودکشی کردم...

حرف هام به اون

سلامممم چطوریدددددد خوبید سلامتین ببخشید اگر چند روز نبودم ا...

ریندو/ فکراتو کردی مایا/آرهریندو/ بگومایا/ نه به هیچ وجه ران...

ریندو/ چی مایا تو بودی این همه کتک خوردی بازم پاشدی اون زربه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط