{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیده چنان از غم آن سرو روان تار گشت راه

دیده چنان از غم آن سرو روان تار گشت راه ز بی راه ندانست و گرفتار گشت
دیدگاه ها (۱)

پا اگر از جستن آن مشک ختن لنگ شد هیچ مپندار که عاجز ز چنی...

دردم به درمانی روا جریان نمی افتد چرا

دهنم آب افتاد

آخ می چسبه

از صدای گذر آب چنان فهمیدم ؛تندتر از آب روان عمر گران میگذرد...

دلا تا کِی همی جویی جوانی؟ که مرگ آمد،نماند زندگانی برفت آن ...

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ مامطرب بگو که کارِ جهان شُد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط