{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است..

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است..
و لبم تشنه ترین تشنه ی لیوان شراب..
من و دل در ته این کوچه ی بن بست گمیم..
مثل یک قطره که باریده به یک نهر پر آب..
تن من مرده ترین زنده ی این شهر شب است..
برسان فاتحه بر من که مباح است و ثواب..
شب من معنی یک ظلمت محض است رفیق ..
پشت کردی به من و شب شد و من خانه خراب..
لحظه هایم همه در خاطره ات می گذرند..
خاطراتی که از آن نیست مرا دیده به خواب..
دیدگاه ها (۱)

عاششششششششقتم بابا جونم.

ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺍﺯم ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﺎﺷﻘﯽ...؟ﮔﻔﺘﻢ :ﻧﻪ..._...

دل من تنگِ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل...

ﺯﻥ ﺗﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﻮﺩ ،ﻧﻤﯿﺒﻮﺳﺪ ، ﻧﻤﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖﻧﻤﯿﺪﻫﺪ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..ودلم تشنه ترین تشنه ی آ...

من از جرقه‌ی ذهن‌ام، کتاب می‌‌‌سازمو با تراشه‌ی #شعرم، شهاب ...

تمام تیمچه ها پر شد از نقاب فروشزمانه ای ست که حلاج شد طناب ...

"" فریدون فرخزاد""گر تن بدهی ... دل ندهی کار خراب استچون خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط