{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه متن خیلی جالب از کتاب فارسی اول دبستان سال ١٣24

یه متن خیلی جالب از کتاب فارسی اول دبستان سال ١٣24
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند .
با خود قرار گذاشتند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر باشد یکی به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد .
چندی نگذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ، چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق .
همان شب پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد : به حرمت برادرت تو را بخشیدم
برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت : یا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر ، چگونه است مرا به حرمت او می بخشی ، آیا آنچه کرده ام مایه رضای تو نیست .َ ندا رسید : آنچه تو می کنی من از آن بی نیازم ولی مادرت از آنچه او می کند بی نیاز نیست ...
کتاب فارسی اول دبستان سال ۱۳۲۴
دیدگاه ها (۴)

شبتون بخیر

ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍهند ﺑﻪ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﮐﻨﻨﺪ.........3...

...

...

‏تو مرا آزردىكه خودم كوچ كنم از شهرتتو خيالت راحتميروم از قل...

معرفی کتاب: نام؟ شوالیه و شاپرکخلاصه:سیبِل دلینگ نُه سال است...

حالِ مرا بعد تو تعریفی نیست! دلی به وسعت ایران برای وداع با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط