{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مترسک سر جالیزم

مترسک سر جالیزم

لبخندم ساختگی است
تنم از کاهکی است

دستانم بی حرکت
نگاهم خیره
ولی

امیدکشاورز به من است
مزرعه دلخوش من است

اگر حتی ساده ام
بی حرکت و بی جانم
ولی این را خوب میدانم

همه کلاغ ها از من می ترسند
نمیدانند من مترسکم
من را آدم میپندارند

پا ندارم
دست ندارم
حتی من جان ندارم
ولی کلاغ ها از من می ترسند

با اینکه انها
پا دارند
جای دست دو بال پرواز دارند
از همه بالا تر جان دارند
نفس در سینه خود فروان دارند
ولی از من بی دست و پا میترسند

من مترسک سر جالیزم
عاشق دختر مزرعه ی بالایم

او نمی داند
من مبتلای آن قد رعنایم
عاشق خنده های زیبایم

من قلب ندارم
ولی با قلب نداشته ام
او را خیلی دوست دارم

مریم رحیمی
دیدگاه ها (۲)

با اطلاعات جمع آوری شده از دمای بدن، توسط این گجت پوشیدنی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط