{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شد

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شد
آمد و علت بیداری شبهایم شد

دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم
سبب دلخوشی امشب و فردایم شد

بس صدا کرده ام او را "عسلم" انگاری
اسم او باعث شیرینی لبهایم شد

شاعرم کرد غم چشم سیاهش آخر
بهترین سوژه ی اشعار غم افزایم شد

غزل اندر غزل از اسم قشنگش گفتم
زد و گل واژه ترین واژه ی غمهایم شد

بعد هر شعر و غزل گریه عجب می چسبد
گریه اصلا نمک شعر و غزل هایم شد
F
دیدگاه ها (۷)

جادویی به نام عشق

یک نفر آمد و سهمِ دلِ تنهایم شدآمد و علّتِ بیداریِ شبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شدآمد و علّت بیداری شبهایم شددل ب...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط