زن
زن
بوسه هایش
به اغوشت پناه اوردن هایش
خندیدن هایش
گرمای نگاهش
حلقه کردن دستانش توی دستانت
هر لحظه با تو بودن هایش
و حتی در اغوشت خوابیدن هایش
از سر عشق است
زن تا عاشق نشود
نمیبوسد نمیخندد و دستش رابه دستانت نمیدهد
اگر نگاهش را برگرداند از زاویه نگاهت
اگر دستانش را دزدید از میان دستانت
اگر خودش را کشید کنار از جلوی چشمانت
اگر فاصله گرفت از قدمهایت
بدان از چیزی نگران است
بدان از رابطه تان
دوامش
عاقبتش میترسد
بدان دلش قرص نیست
بدان فاصله ای بینتان افتاده
بدان حرفی سر دلش سنگین میکند
بدان میترسد
بگزار ارام شود با اعتماد در گوشش زمزمه کن دوستش دار
بوسه هایش
به اغوشت پناه اوردن هایش
خندیدن هایش
گرمای نگاهش
حلقه کردن دستانش توی دستانت
هر لحظه با تو بودن هایش
و حتی در اغوشت خوابیدن هایش
از سر عشق است
زن تا عاشق نشود
نمیبوسد نمیخندد و دستش رابه دستانت نمیدهد
اگر نگاهش را برگرداند از زاویه نگاهت
اگر دستانش را دزدید از میان دستانت
اگر خودش را کشید کنار از جلوی چشمانت
اگر فاصله گرفت از قدمهایت
بدان از چیزی نگران است
بدان از رابطه تان
دوامش
عاقبتش میترسد
بدان دلش قرص نیست
بدان فاصله ای بینتان افتاده
بدان حرفی سر دلش سنگین میکند
بدان میترسد
بگزار ارام شود با اعتماد در گوشش زمزمه کن دوستش دار
- ۱.۳k
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط