{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من

من

رقص سحر انگیز

زنی مرده با لباسی زیبا

را در آغوش مردی دیدم

که به او "داماد" می‌گفتند!!!
دیدگاه ها (۱)

چه حس قشنگیه وقتی می شی مَحرمِ دل یکییکی که بهش اعتماد داری ...

کسیوداری؟؟؟؟؟!!!!!

خیلے سخته یکیو به اندازه ی وجودت دوست داشته باشی بعدش ...

دختر با اخم اومد پیش مادرش و گفت:مامان من دیگه از دختر بودن ...

عاشقانه های شبنم با امام مهربانی

بر منتظرین مژده بده منتظر آمد / از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد...

زنی دیدم که در گودال می رفتپریشان خاطر و احوال می رفتگلی گم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط