{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز بس از عشق او جان ها پریشان

ز بس از عشق او جان ها پریشان
شده بر یکدگر هر یک چو خویشان
دیدگاه ها (۰)

کسی که از رخ او ماه و گل جدا گردد چنان شود که دگر باره از رخ...

در این ماه نکته ها از او هویداست

در وادی پاییز امروز تنهایم

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد،...

‌دِلی دارم‌ پریشان، خاطری از دل پریشان‌ترچو دَستاری که مجنون...

زِ من لبخند می‌بینی ،ولی جانم پریشان است ... !

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط