{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو عاشقانه گفتن

با تو عاشقانه گفتن
یه شکوه پاک و ساده س
رقص بی بهونه ی دل
پا به پای خیس جاده س
تو یه چشمه از خیالی
خیسه از تو گونه هامون
میده حس گریه بودن
دست تو به شونه هامون
خالی از هجوم تردید
مثل آینه صاف و ساده
چاره ی نخوردن چشم
واسه تو و ان یکاده
مُهرِ پیشونی ندارم
توی صورتم نگا کن
حال من خوبه کنارت
منو از سفر رها کن
واسه خاطرت ندیدم
واسه خاطرت نبودم
فکر احتیاج دستات
شده طرح تار و پودم
من زمین بی نصیبم
تو یه آسمون سخاوت
زیر طاق پر ستاره ت
پر سفره های برکت
سرده راه تنگ سینه م
هیزما رو شعله ور کن
گاهی ام شبیه ما باش
این یه بارو ساده سر کن
دیدگاه ها (۶۶)

عشق پیری گر بجنبد عقده از دل واکندلذتش باشد دوچندان تلخ را ح...

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیرخسته ای، باید بخوابی هم ز...

قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر استکاغذ و دفتر و دیوان، همه ،...

خیره گشتم آسمان را اشکِ بارانیم ماروز و شب آشفته دنیا را هرا...

پارت بیست و پنجم در آغوش زندانویو نویسنده اتاق ساکت بود… ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط