{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم‌هایش خود ماجرا بود

چشم‌هایش خود ماجرا بود
نمی‌شد درگیر این ماجرا نشوم..
دیدگاه ها (۱)

عشق یعنی تار موهای تنت می ایستند هر زمان که اسم او را روی لب...

گیـسوانـت ریخته نظم خـیابان را بهمآمدی گردش کنی یا انقلاب مخ...

هوای هم را داشتن نه ابر می‌خواهد، نه باران، نه یک بعدازظهر پ...

" دوستت دارم "راگفتمو بی مهری اتآغاز شد.."

دوروغ بود..چشم هایش این را نمی گفت.#جواهر_بخش_ای#Anders_Asht...

به هیچی فکر نمی کردم تا اینکه !!!این شد تمام ماجرا؛❤️‍🩹

و چشم هایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط