{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم این سوختن را

سوختم این سوختن را
نگارم دید و رفت

باختم در عشق
براین باختن خندید و رفت

عاشقی بودم
برای عشق خود دلداده ای

عشق من شد بی وفا
بی اعتبارم کرد و رفت
دیدگاه ها (۱)

‌من کجا، باران کجا و راه بی پایان کجاآه این دل دل زدن تا منز...

با نگاهت عاشقم کردی،‌دلم دیوانه شدخنده بر لب شاعرم کردیدلم د...

عشق شرطی

عاشقی را چه نیازیست به توجیه و دلیلکه تو ای عشق همان پرسشِ ب...

بنده سرباز ، جانفدا ، فرمانبردار این آقا بودم،هستم، خواهم بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط