{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه وصلت دیده بودم

نه وصلت دیده بودم
کاشکی ای گل، نه هجرانت

که جانم در جوانی سوخت،
ای جانم به قربانت

تحمل گفتی و من هم
که کردم سال ها اما

چقدر آخر تحمل بلکه
یادت رفته پیمانت

#شهریار
دیدگاه ها (۴)

می‌روم نزدیک و حال خویش می‌گویم به اوآنچه پنهان داشتم زین پی...

کدام را بـــنـویـــســم ؟کدام را بـــســپــارم ؟دلـــے کہ از...

کوچه جهنم است!!خیابان جهنم است!!این روزها بدون تو تهران ...ج...

رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیستبس که طواف کردمت مر...

از بی وفایی های این دنیا گذشتم از هرچه بود از زشت از زیبا گذ...

Part³ ...

(Just a game?)Part37(دو هفته بعد)از موقعی که سوهو بهم اعتراف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط