.شبی رو یادمه که از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خ

.شبی رو یادمه که از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خود صبح بیدار بودم. الان که به اون شب فکر می کنم خندم می گیره. دنیام چقد کوچیک بود. فرضا که امتحانمو بد می دادم خب که چی، مگه دنیا به آخر می رسید؟ نه.
می خوام بگم يه زمانی يه چيزی برات اونقدر مهمه که به خاطرش روح و روانتو آزار می دی، اما همون چیزیه سال بعد ممکنه کاملا برات بي اهميت باشه و با فکر بهش بخندی، می دونم همین الان یاد يكی از دغدغه هات افتادی، آره همونی که تو ذهنته. زياد به خاطرش خودتو اذیت نکن، می دونی شايد سال بعد، شایدم چند سال بعد، دیگه حتی یادتم نیاد. بيخيال، هر دغدغه ای که الان داری می گذره. سعي كن فقط بزرگش نکنی، خب؟
دیدگاه ها (۰)

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_44فصل نوزدهم | ...

intertwined fate of two enemies-part 19

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 ⊹˚₊𐙚 ویو تهیونگ | شرکت، ساعت ۶ عصر...

My lovely neighbor part : ۶۹

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

🌱شبی رو یادمه که از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط