با اینکه میدونم نمیخونید و توجه نمیکنید ولی میزارم که تم

با اینکه میدونم نمیخونید و توجه نمیکنید ولی میزارم که تموم شه
عشق عوضی
Part-3
سهون:کلی گفت کار داریم باید بیام منم اومدم راستی شما دوتا توی ماشین با هم چی کار دارین ؟هاا نکنه خبریه؟و بعدش سرفه کرد و خندید تاعو با یادوری ماجرای توی ماشین جیغ کشید:یااااا سهونااااا ما جفتمون پسریما چطور میتونیم از اون کارا کنیم ؟ سهون دوباره سرفه کرد و گفت:من منظورم این بود که یه هفته دیگه تولد لوهانه و با هم براش سوپرایز دارید واسه همینم کای به من زنگ زد تاعوو یا چطور میتونی اینقد منحرف باشی ؟ و بعد یه نگاه به تاعو کرد و یه نگاه به شیو و دوباره تاعو بعد سریع برگشت سمت شیو و گفت نکنه واقا کاری کردین شیو هیونگ داشتی تاعورو می بردی ویلای خارج از شهرت؟این کاره درستی برای دوتا پسر نیستت شرماوره شیو:خجالت بکش.منحرف تاعو حالش خوب نبود داشتم میبردمش بیمارستان همین سهون:اماکریس همیشه مراقب.تاعوست تو چرا این کارو میکنی ؟؟این خودشیرینیه هاااا تاعو:اصلا خودم تنهایی میرم و با یاد اوری کریس دوباره گریش گرفت

#lovefick
دیدگاه ها (۱)

عشق عوضی Part4وسریع حرکت کرد تاعو:کجا شیو:میخوام با عشقم برم...

عشق عوضی Part5وقتی رفتن خوابگاه توی طبقه ی دوم (کمپانی هایه ...

اف اکس اینه#fx #sulli #amber#kristal#Luna #victoria

وی

قلب های مرده  پارت ⁴همینجور سرفه کردم و اول به ماشین مشکیی ک...

#آخرین_نگاه پارت۲ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

از زبان ا/توقتی چشمام رو باز کردم همه چیز تار بود..می‌دونم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط