{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همان آهویم که همزاد خطر بود و ترس خود را از دامان امن

من همان آهویم که همزاد خطر بود و ترس خود را از دامان امن تو آویخت .

همان آهویم که غریبانه نگاهش را به دستان اجابت تو دوخت،

همان آهویم که هنوز هم ضمانت بی­دریغ تو را فخر می­کند.

نشانی ساده تو از خاطر هیچ کس نمی­رود؛

وقتی خورشید، خانه زاد شماست و باران، پاداش دست بر آسمان بردنتان؛

وقتی ابرها سایه سار شمایند و شما سایه­بان خاک تا افلاک.

و من هنوز آه می­کشم و هنوز چرخ می خورم و هنوز چشمم به گنبد و گلدسته­هاست

و هنوز تو ضامن تمام آهوان غریبی..........
دیدگاه ها (۵)

یا ضامن آهو... من همان آهویم که همزاد خطر بود و ترس خود را ا...

{یا هادی ع..}

این‌روز‌ها‌ی نوروز باد که می‌وزد بوی تربت تو را می‌پراکند، ب...

‌ این‌روز‌ها‌ی دم عیدی باد که می‌وزد بوی تربت تو را می‌پراک...

سنگ زیر پای تو لعل بدخشان می شودخار ، با فیض نگاهت سرو بستان...

امشب خبر ز عالم بالا رسیده استزیباترین ستاره ی دنیا رسیده اس...

⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛از عرش از میان حسینیه ی خدا آمد صدای ناله ی حی علی ...

🍃♥️تاکی...#اللّٰھـُــم‌عجِّل‌لِوَلیڪَ‌الفَرَجـْـ🦋شخص عطاری ا...

شخص عطاری از اهل بصره می گوید: روزی در مغازه عطاریم نشسته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط