قسمت 15 از
قسمت 15 از
توضیحی کوتاه برای کسانی که اعتقاد دارند بعد رسول اکرم (ص) اصحاب از دین برگشتند بجز تعداد انگشت شماری...
باز هم در روایات اهل تشیع آمده که پیامبر ص از انصار چنین ستایش می کند: «اللّهم اغفر للأنصار، وأبناء الأنصار، وأبناء أبناء الأنصار! یا معشر الأنصار! أما ترضون أن ینصرف الناس بالشاه والنعم، و فی سهمکم رسول الله ص».(1)
«پروردگارا! انصار و فرزندانشان و فرزندانِ فرزندانشان را بیامرز! ای جماعت انصار! آیا راضی نمی شوید به اینکه مردم با بز و گوسفند خود (یعنی با غنایم خود) بروند، در حالی که در سهم شما (به جای بز و گوسفند) رسول خدا باشد؟!».
- همچنین روایت می کنند: «الأنصار کرشی وعینی، ولو سلک الناس وادیا وسلک الأنصار شعبا، لسلکت شعب الأنصار!».(2)
«انصار، جگرگوشه و نور چشمان من هستند! اگر مردم همه به یک وادی بروند و انصار به وادی دیگر، من به طرف انصار روانه می شوم».
- شیخ مجلسی، روایت موثّقی از شیخ طوسی نقل می کند که علی س به یارانش می فرماید: «أوصیکم فی أصحاب رسول الله ص، لا تسبوهم، فإنهم أصحاب نبیکم، وهم أصحابه الذین لم یبتدعوا فی الدین شیئا، ولم یوقروا صاحب بدعة، نعم! أوصانی رسول الله ص فی هؤلاء».(3)
«شما را در مورد اصحاب رسول خدا ص سفارش می کنم! آنها را ناسزا نگویید! زیرا آنها اصحاب پیامبرتان هستند.. اصحابی که هیچ بدعتی در دین ننهادند و هیچ بدعت گذاری را احترام نگذاشتند.. آری! رسول خدا درباره همین افراد، مرا سفارش فرمود».
- و این هم علی بن حسین س - از تابعین و ملقّب به زین العابدین - است که درباره اصحاب پیامبر ص چنین می گوید و برایشان چنین دعا می کند: «فاذکرهم منک بمغفرة ورضوان اللّهم وأصحاب محمّد خاصة، الذین أحسنوا الصحابة، والذین أبلوا البلاء الحسن فی نصره، وکانفوه وأسرعوا إلی وفادته، وسابقوا إلی دعوته، واستجابوا له حیث أسمعهم حجة رسالته، وفارقوا الأزواج والأولاد فی إظهار کلمته، وقاتلوا الآباء والأبناء فی تثبیت نبوته والذین هجرتهم العشایر... اللّهم وأوصل إلی التابعین لهم بإحسان الذین یقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذین سبقونا بالإیمان خیر جزائک، الذین قصدوا سمتهم... یدینون بدینهم، ویهتدون بهدیهم، یتفقون علیهم، ولا یتهمونهم فیما أدوا إلیهم».(4)
«پس آنها را با مغفرت و رضوان خود، یاد کن! پروردگارا! عموم اصحاب محمّد را مشمول رحمت خویش فرما! مخصوصاً آنان که حقّ مصاحبت و همراهی او را به خوبی اداء کردند و در یاری اش، به بلاهای بسیار مبتلا گشتند و آزمایش نیکو پس دادند و از او حمایت و جانبداری کردند و صمیمانه به سوی ندا و پیامش شتافتند و به قبول دعوتش، از دیگران سبقت گرفتند و چون دلیل و حجّت رسالتش را به گوش آنان رسانید، استجابت کردند و در راه آشکارساختن سخن پیامبر و اعلای کلمه خدا، از همسران و فرزندان خود جدا شدند و برای تثبیت نبوّتش، با پدران و پسران خود جنگیدند. کسانی که تمام پیوندهایشان را رها کردند و (به مدینه) هجرت کردند و هرگونه قرابت و نزدیکی را غیر از قرابت پیامبر، نفی کردند.. پروردگارا! بر اصحاب محمّد درود باد که او را با جان خویش آمیخته بودند و به جای کالای دنیا، متاع مهر و محبّت به بازار آوردند و تجارتی که در آن زیانی نبود، پیشه خود ساختند. کسانی که به خاطر عقیده علیای خویش، رنج هجرت و غم دوری و غربت (از فرزندان و همسران و منازلشان) را بر خویشتن هموار داشتند و از قبایل و عشایر مشرک خویش، بریدند و به مؤمنان (مدینه که انصار باشند) پیوستند و دین اسلام را ملاک قرابت و خویشاوندی دانستند. پروردگارا! خانه و کاشانه و اهل و عیال خود را تنها برای تو و در راه تو ترک کردند! از آنها راضی باش به خاطر جانبداریشان از حق، که تنها برای تو و در راه تو بوده است. پروردگارا! به آنان پاداش بده به خاطر هجرتشان از خانه و کاشانه شان و بیرون رفتنشان برای جنگ؛ کسانی که از آسایش زندگی به تنگنا و سختیهای آن روان شدند، و از آنها راضی و خوشنود باش! همچنین به کسانی که به نیکی از ایشان تبعیّت می کنند و می گویند: «پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند، بیامرز!»، بهترین پاداشهایت را برسان! کسانی که راهشان را برگزیده اند و قدم در مسیرشان گذاشته اند و شکّ و تردید، در پیروی از آنها و اقتدا به هدایتشان، هرگز دلشان را سست نمی کند، بلکه به دینشان دینداری می کنند و به هدایتشان، هدایت می شوند و هدایت می کنند، بر آنها متّفق هستند و همگی را قبول دارند و هیچ کدام از آنها را به چیزهایی که به آنها نسبت (ناروا) می دهند، متّهم نمی کنند».
(1) کشف الغمه اربلی ج 1 ص 224 / تفسیر منهج الصادقین فتح الله کاشانی ج 4 ص 240/المصنف عبدالرزاق تحقیق الاعظمی ج 11 ص 62
(2) همان مآخذ المنصف ص 64
(3) حیاه القلوب مجلسی ج
توضیحی کوتاه برای کسانی که اعتقاد دارند بعد رسول اکرم (ص) اصحاب از دین برگشتند بجز تعداد انگشت شماری...
باز هم در روایات اهل تشیع آمده که پیامبر ص از انصار چنین ستایش می کند: «اللّهم اغفر للأنصار، وأبناء الأنصار، وأبناء أبناء الأنصار! یا معشر الأنصار! أما ترضون أن ینصرف الناس بالشاه والنعم، و فی سهمکم رسول الله ص».(1)
«پروردگارا! انصار و فرزندانشان و فرزندانِ فرزندانشان را بیامرز! ای جماعت انصار! آیا راضی نمی شوید به اینکه مردم با بز و گوسفند خود (یعنی با غنایم خود) بروند، در حالی که در سهم شما (به جای بز و گوسفند) رسول خدا باشد؟!».
- همچنین روایت می کنند: «الأنصار کرشی وعینی، ولو سلک الناس وادیا وسلک الأنصار شعبا، لسلکت شعب الأنصار!».(2)
«انصار، جگرگوشه و نور چشمان من هستند! اگر مردم همه به یک وادی بروند و انصار به وادی دیگر، من به طرف انصار روانه می شوم».
- شیخ مجلسی، روایت موثّقی از شیخ طوسی نقل می کند که علی س به یارانش می فرماید: «أوصیکم فی أصحاب رسول الله ص، لا تسبوهم، فإنهم أصحاب نبیکم، وهم أصحابه الذین لم یبتدعوا فی الدین شیئا، ولم یوقروا صاحب بدعة، نعم! أوصانی رسول الله ص فی هؤلاء».(3)
«شما را در مورد اصحاب رسول خدا ص سفارش می کنم! آنها را ناسزا نگویید! زیرا آنها اصحاب پیامبرتان هستند.. اصحابی که هیچ بدعتی در دین ننهادند و هیچ بدعت گذاری را احترام نگذاشتند.. آری! رسول خدا درباره همین افراد، مرا سفارش فرمود».
- و این هم علی بن حسین س - از تابعین و ملقّب به زین العابدین - است که درباره اصحاب پیامبر ص چنین می گوید و برایشان چنین دعا می کند: «فاذکرهم منک بمغفرة ورضوان اللّهم وأصحاب محمّد خاصة، الذین أحسنوا الصحابة، والذین أبلوا البلاء الحسن فی نصره، وکانفوه وأسرعوا إلی وفادته، وسابقوا إلی دعوته، واستجابوا له حیث أسمعهم حجة رسالته، وفارقوا الأزواج والأولاد فی إظهار کلمته، وقاتلوا الآباء والأبناء فی تثبیت نبوته والذین هجرتهم العشایر... اللّهم وأوصل إلی التابعین لهم بإحسان الذین یقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذین سبقونا بالإیمان خیر جزائک، الذین قصدوا سمتهم... یدینون بدینهم، ویهتدون بهدیهم، یتفقون علیهم، ولا یتهمونهم فیما أدوا إلیهم».(4)
«پس آنها را با مغفرت و رضوان خود، یاد کن! پروردگارا! عموم اصحاب محمّد را مشمول رحمت خویش فرما! مخصوصاً آنان که حقّ مصاحبت و همراهی او را به خوبی اداء کردند و در یاری اش، به بلاهای بسیار مبتلا گشتند و آزمایش نیکو پس دادند و از او حمایت و جانبداری کردند و صمیمانه به سوی ندا و پیامش شتافتند و به قبول دعوتش، از دیگران سبقت گرفتند و چون دلیل و حجّت رسالتش را به گوش آنان رسانید، استجابت کردند و در راه آشکارساختن سخن پیامبر و اعلای کلمه خدا، از همسران و فرزندان خود جدا شدند و برای تثبیت نبوّتش، با پدران و پسران خود جنگیدند. کسانی که تمام پیوندهایشان را رها کردند و (به مدینه) هجرت کردند و هرگونه قرابت و نزدیکی را غیر از قرابت پیامبر، نفی کردند.. پروردگارا! بر اصحاب محمّد درود باد که او را با جان خویش آمیخته بودند و به جای کالای دنیا، متاع مهر و محبّت به بازار آوردند و تجارتی که در آن زیانی نبود، پیشه خود ساختند. کسانی که به خاطر عقیده علیای خویش، رنج هجرت و غم دوری و غربت (از فرزندان و همسران و منازلشان) را بر خویشتن هموار داشتند و از قبایل و عشایر مشرک خویش، بریدند و به مؤمنان (مدینه که انصار باشند) پیوستند و دین اسلام را ملاک قرابت و خویشاوندی دانستند. پروردگارا! خانه و کاشانه و اهل و عیال خود را تنها برای تو و در راه تو ترک کردند! از آنها راضی باش به خاطر جانبداریشان از حق، که تنها برای تو و در راه تو بوده است. پروردگارا! به آنان پاداش بده به خاطر هجرتشان از خانه و کاشانه شان و بیرون رفتنشان برای جنگ؛ کسانی که از آسایش زندگی به تنگنا و سختیهای آن روان شدند، و از آنها راضی و خوشنود باش! همچنین به کسانی که به نیکی از ایشان تبعیّت می کنند و می گویند: «پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند، بیامرز!»، بهترین پاداشهایت را برسان! کسانی که راهشان را برگزیده اند و قدم در مسیرشان گذاشته اند و شکّ و تردید، در پیروی از آنها و اقتدا به هدایتشان، هرگز دلشان را سست نمی کند، بلکه به دینشان دینداری می کنند و به هدایتشان، هدایت می شوند و هدایت می کنند، بر آنها متّفق هستند و همگی را قبول دارند و هیچ کدام از آنها را به چیزهایی که به آنها نسبت (ناروا) می دهند، متّهم نمی کنند».
(1) کشف الغمه اربلی ج 1 ص 224 / تفسیر منهج الصادقین فتح الله کاشانی ج 4 ص 240/المصنف عبدالرزاق تحقیق الاعظمی ج 11 ص 62
(2) همان مآخذ المنصف ص 64
(3) حیاه القلوب مجلسی ج
- ۴.۱k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط