دختر جنگل p3

که زیر یه تیکه چوب یهنور دیدم . برش داشتم و گذاشتم توکیفم.وقتی رسیدم ماری داشت دنبال چیزی میگشت .
+دانبال چیزی میگردی ماری؟
#دنبال یاقوت نورانیم تنها یادگاری مادرم.
+این نیست؟
#چرا دقیقا همینه
باخوشحالی ازم گرفتش.
هیزم هارو ریختم توی اتیش تقریبا خاموش و روش یه کبریت دست ساز
انداختم.تمشکا و هویج های وحشی رو داخل دیگ ریختم.
#خاله اسمت چیه؟
+ا/ت هستم 23 ساله
#منم 12 سالمه
خیلی ناز بود . هوا یکم تاریک بود و باید شام میخوردیم . سوپو اوردم و گذاشتم جلومون. ماری با ولع داشت میخورد معلوم بود خیلی وقته چیزی نخورده . داشتیم میخوردیم که.....
شرایط:1فالو
دیدگاه ها (۰)

دختر جنگل p4

مربوط به فیک کنونی

دختر جنگل p2

این یه فیک فانتزیه و اصلا اسمات نداره جنبه نداری نخون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط