{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه هوایی

چه هوایی
چه طلوعی
جانم
باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا
به خدایی که خودم میدانم
نه خدایی که برایم از خشم
نه خدایی که از قهر
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند
به خدایی که خودم میدانم
به خدایی که دلش پروانه است
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید
و به باران گفته است باغها تشنه شدند
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست
که مبادا که ترک بردارد
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم...
دیدگاه ها (۲)

به کسی کینه نگیریددل بی کینه قشنگ استبه همه مهر بورزیدبه خدا...

چشمام چرا رو در?تو که نمیدونی من اینجام!

رفیق راهی و از نیمه‌راه می‌گویی وداع با من بی‌تکیه‌گاه می‌گو...

شاعر شده­ ام اوج در اوهام بگیرمهی رقص کنی از تنت الهام بگیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط