part
part 15
了头么跌
🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀
فردا صبح ریندو بیدار شد و دید که آرام تو بغلشه و خیلی تعجب کرد و شوکه شد و خواست ی مشت مهمون آرام بکنه که یهو آرام بیدار شد
آرام با لحن خسته : صبح بخیر...
ریندو پوکر به آرام نگاه کرد و بعد یهو به خودش اومد و آرام رو هل داد در صورتی که آرام از عمد ریندو رو بغل نکرده بود
آرام یهو افتاد زمین و به عنش هم نبود و از اتاق رفت بیرون
ریندو تو اتاق هنوز اخم کرده بود یهو تلفنش زنگ خورد
*زینگ زینگ*
ریندو جواب داد : بله؟؟
بل : سلاااااامممممم داداشی خوبیی؟؟؟
ریندو تعجب کرد و خوشحال شد و گفت : آبجی توییی!؟؟! تو کجا بودی شیطوننن!؟؟!
بل با ذوق: دارم میام توکیو تو رو ببینم تازه میدونم عضو بانتنتییییی
ریندو : یا بسم الله
بل از خنده ترکید : من امشب میام به داداشی چیزی نگو که میخوام سوپرایزش کنمممم
ریندو با خنده : باشه باشهههه
بل : بای بای داداشیییی
ریندو : بایی
ریندو اومد بیرون و خوشحال بود ولی چیزی نگفت و سعی کرد خودش رو سرد نشون بده و اومد و دید که آرام راحت ی جا نشسته و داره با گوشیش ور میره و همه دارن ترسناک نگاهش میکنن و مایکی از همه بدتر نگاه میکرد
ران اومد کنار ریندو و با اخم وحشتناک به آرام خیره موند
ریندو آروم دم گوش ران : داداش چیشده؟؟
ران اومد دم گوش ریندو گفت : اون خیلی رومخه زر نمیزنه ، زیادی ساکته ، زیر حرف زور نمیره و میخوایم نقشه بکشیم که اتاقش نزدیک اتاق ما نباشه
ریندو آروم : اوکی منم موافقم خیلی رومخه
یهو ی چیز پرت شد به سمت آرام و خورد تو کله ی آرام
آرام: اوشششششههههههه چتونه!؟ * عربده *
کوکو ی خودکار پرت کرده بود سمت آرام و گفت : خیلی زبون داری ک*ونی!
آرام یهو از کیفش اَره برقی در آورد : دوباره بنال ببینم چی گفتی عوضی؟!؟!؟
همه گرخیدن
سانزو : تو کدوم اشغالی هستی که اَره برقی تو کیفش نگه میدارههههه!!!!
آرام: کاری نکن سرت رو با این ببرمممممم
سانزو : گوه خوردم!
ران رو به آرام: تو چقدر گوه میخوری نمیخوای بمیری؟!
یهو اَره برقی آرام خاموش شد و ی لبخند عجیب رو لب آرام اومد و لبخندش خیلی شاد بود و یهو مثل بچه مودب اَره برقی رو گذاشت تو کیفش و با همون لبخند به کارش با گوشی ادامه داد ولی خیلی سکوت ترسناکی ایجاد شد حتی مایکی هم از این سکوت ترسید.
آرام گوشیش رو خاموش کرد و بلند شد و گفت : من میخوام برم اتاق زیرشیونی....
کوکو خواست چیزی بگه که آرام مثل سونیک رفت سمت اتاق زیرشیونی.
🎴⚘🎴⚘🎴⚘🎴⚘🎴🌷🎴⚘🎴⚘🎴⚘🎴⚘🎴⚘
تا پارت بعد بای باییی
了头么跌
🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀
فردا صبح ریندو بیدار شد و دید که آرام تو بغلشه و خیلی تعجب کرد و شوکه شد و خواست ی مشت مهمون آرام بکنه که یهو آرام بیدار شد
آرام با لحن خسته : صبح بخیر...
ریندو پوکر به آرام نگاه کرد و بعد یهو به خودش اومد و آرام رو هل داد در صورتی که آرام از عمد ریندو رو بغل نکرده بود
آرام یهو افتاد زمین و به عنش هم نبود و از اتاق رفت بیرون
ریندو تو اتاق هنوز اخم کرده بود یهو تلفنش زنگ خورد
*زینگ زینگ*
ریندو جواب داد : بله؟؟
بل : سلاااااامممممم داداشی خوبیی؟؟؟
ریندو تعجب کرد و خوشحال شد و گفت : آبجی توییی!؟؟! تو کجا بودی شیطوننن!؟؟!
بل با ذوق: دارم میام توکیو تو رو ببینم تازه میدونم عضو بانتنتییییی
ریندو : یا بسم الله
بل از خنده ترکید : من امشب میام به داداشی چیزی نگو که میخوام سوپرایزش کنمممم
ریندو با خنده : باشه باشهههه
بل : بای بای داداشیییی
ریندو : بایی
ریندو اومد بیرون و خوشحال بود ولی چیزی نگفت و سعی کرد خودش رو سرد نشون بده و اومد و دید که آرام راحت ی جا نشسته و داره با گوشیش ور میره و همه دارن ترسناک نگاهش میکنن و مایکی از همه بدتر نگاه میکرد
ران اومد کنار ریندو و با اخم وحشتناک به آرام خیره موند
ریندو آروم دم گوش ران : داداش چیشده؟؟
ران اومد دم گوش ریندو گفت : اون خیلی رومخه زر نمیزنه ، زیادی ساکته ، زیر حرف زور نمیره و میخوایم نقشه بکشیم که اتاقش نزدیک اتاق ما نباشه
ریندو آروم : اوکی منم موافقم خیلی رومخه
یهو ی چیز پرت شد به سمت آرام و خورد تو کله ی آرام
آرام: اوشششششههههههه چتونه!؟ * عربده *
کوکو ی خودکار پرت کرده بود سمت آرام و گفت : خیلی زبون داری ک*ونی!
آرام یهو از کیفش اَره برقی در آورد : دوباره بنال ببینم چی گفتی عوضی؟!؟!؟
همه گرخیدن
سانزو : تو کدوم اشغالی هستی که اَره برقی تو کیفش نگه میدارههههه!!!!
آرام: کاری نکن سرت رو با این ببرمممممم
سانزو : گوه خوردم!
ران رو به آرام: تو چقدر گوه میخوری نمیخوای بمیری؟!
یهو اَره برقی آرام خاموش شد و ی لبخند عجیب رو لب آرام اومد و لبخندش خیلی شاد بود و یهو مثل بچه مودب اَره برقی رو گذاشت تو کیفش و با همون لبخند به کارش با گوشی ادامه داد ولی خیلی سکوت ترسناکی ایجاد شد حتی مایکی هم از این سکوت ترسید.
آرام گوشیش رو خاموش کرد و بلند شد و گفت : من میخوام برم اتاق زیرشیونی....
کوکو خواست چیزی بگه که آرام مثل سونیک رفت سمت اتاق زیرشیونی.
🎴⚘🎴⚘🎴⚘🎴⚘🎴🌷🎴⚘🎴⚘🎴⚘🎴⚘🎴⚘
تا پارت بعد بای باییی
- ۹۳۳
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط