های
🥟: های
دارم آخر دسامبر مینویسم، روزی که پایان سال ۲۰۲۵ و همینطور کریسمسه.
آخرین روز هر سال، به این فکر میکنم که امسال عشق زیادی دریافت کردیم، و فکر میکردم این نوعِ عشق بهترینشه.
به جای حسرت برای سالی که تو یه چشم بهم زدن گذشت، به چیزایی که باعث خندم شد نگاه میکنم و خاطراتی رو مرور میکنم که تک تک ساختمشون.
میتونم لبخندهای زیادی رو توی چشمام ببینم. وقتی به چشمهای استیها نگاه میکنم، میتونم خودمو ببینم. شاید استی کسی باشه که بیشتر از همه، من رو بازتاب میده. دیدن لبخند پرنورت درست رو به روم، هیجان زدهام میکرد.
امسال، میترسیدم قلعهی شنی که ساخته بودم فرو بریزه. ولی بعد اینطور زندگی کردم که "بیاید خرابش کنیم و دوباره قشنگ بسازیمش".
قلبم طبیعتا باز تر شد و به جای انتظار کشیدن، انعطاف پذیرتر شدم و با جریان پیش رفتم.
فردا نهمین سال منه و باورم نمیشه.
[ تیامآیه، ولی امروز بلخره شامپوم تو حموم تموم شد. امسال به اندازه وقتی که موهام کیویای بود شامپو مصرف کردم.]
به هر حال، بیاید سال بعد تو چارچوب عشق آزادانه شنا کنیم. تمام تلاشمو میکنم.
امسال، آثار بیشتری خلق میکنم و اونها رو به اشتراک میذارم و لبخندت رو قشنگتر میکنم.
"هوانگ هیونجین، فقط خوشحالی استی رو میخواد."
🥟: [عکس فرستاده]
تا جایی که تونستم، امیدوارم امسال ازم راضی بودین.
میخواستم شما رو حداقل یه ذره بیشتر از سال ۲۰۲۴ خوشحال کنم.
خیلی وقتها از دستم عصبانی شدین،
ولی با این حال، فقط خوشحالی شما رو میخواستم.
تو سال ۲۰۲۶، اگه حتی یه کم خوشحالتر بشین، یه ذره حسودی میکنم
ولی امیدوارم از من عبور کنید و به خوشحالی نزدیکتر بشین.
اون هندونه تابستونی رو هم دوست داشتین؟
جلوی چشمهایی که اشکآلود شدن، همه تلاشم رو کردم،
سعی کردم زمان رو برگردونم.
فهمیدین اینو؟
بعداً که به این سال فکر میکنین،
از قلب من که با تمام توانش مقاومت کرد، رد نشید.
با اینکه نتونستم همه چیزو خوب انجام بدم،
چون واقعاً تلاش کردم.
لطفاً یه لحظه، یه کمی نوازشم کنین.
برای شما، سال نو ۲۰۲۶ مبارک
🥟: این چیزی که دیشب نوشتم، ایدهای بود که به ذهنم رسید
میخواستم سال ۲۰۲۵ رو با حس بهتری تموم کنم.
این نامه رو سال ۲۰۲۵ براتون نوشتم.
دارم آخر دسامبر مینویسم، روزی که پایان سال ۲۰۲۵ و همینطور کریسمسه.
آخرین روز هر سال، به این فکر میکنم که امسال عشق زیادی دریافت کردیم، و فکر میکردم این نوعِ عشق بهترینشه.
به جای حسرت برای سالی که تو یه چشم بهم زدن گذشت، به چیزایی که باعث خندم شد نگاه میکنم و خاطراتی رو مرور میکنم که تک تک ساختمشون.
میتونم لبخندهای زیادی رو توی چشمام ببینم. وقتی به چشمهای استیها نگاه میکنم، میتونم خودمو ببینم. شاید استی کسی باشه که بیشتر از همه، من رو بازتاب میده. دیدن لبخند پرنورت درست رو به روم، هیجان زدهام میکرد.
امسال، میترسیدم قلعهی شنی که ساخته بودم فرو بریزه. ولی بعد اینطور زندگی کردم که "بیاید خرابش کنیم و دوباره قشنگ بسازیمش".
قلبم طبیعتا باز تر شد و به جای انتظار کشیدن، انعطاف پذیرتر شدم و با جریان پیش رفتم.
فردا نهمین سال منه و باورم نمیشه.
[ تیامآیه، ولی امروز بلخره شامپوم تو حموم تموم شد. امسال به اندازه وقتی که موهام کیویای بود شامپو مصرف کردم.]
به هر حال، بیاید سال بعد تو چارچوب عشق آزادانه شنا کنیم. تمام تلاشمو میکنم.
امسال، آثار بیشتری خلق میکنم و اونها رو به اشتراک میذارم و لبخندت رو قشنگتر میکنم.
"هوانگ هیونجین، فقط خوشحالی استی رو میخواد."
🥟: [عکس فرستاده]
تا جایی که تونستم، امیدوارم امسال ازم راضی بودین.
میخواستم شما رو حداقل یه ذره بیشتر از سال ۲۰۲۴ خوشحال کنم.
خیلی وقتها از دستم عصبانی شدین،
ولی با این حال، فقط خوشحالی شما رو میخواستم.
تو سال ۲۰۲۶، اگه حتی یه کم خوشحالتر بشین، یه ذره حسودی میکنم
ولی امیدوارم از من عبور کنید و به خوشحالی نزدیکتر بشین.
اون هندونه تابستونی رو هم دوست داشتین؟
جلوی چشمهایی که اشکآلود شدن، همه تلاشم رو کردم،
سعی کردم زمان رو برگردونم.
فهمیدین اینو؟
بعداً که به این سال فکر میکنین،
از قلب من که با تمام توانش مقاومت کرد، رد نشید.
با اینکه نتونستم همه چیزو خوب انجام بدم،
چون واقعاً تلاش کردم.
لطفاً یه لحظه، یه کمی نوازشم کنین.
برای شما، سال نو ۲۰۲۶ مبارک
🥟: این چیزی که دیشب نوشتم، ایدهای بود که به ذهنم رسید
میخواستم سال ۲۰۲۵ رو با حس بهتری تموم کنم.
این نامه رو سال ۲۰۲۵ براتون نوشتم.
- ۱۱۱
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط