می نویسم برای زنان و مادران و همسران فداکار سربازان گمنا
می نویسم برای زنان و مادران و همسران فداکار سربازان گمنام نام امام زمان ....
در مورد زنانی که این روزها کسی متوجه آنها نیست
زنانی که بیش از هر کسی در این روزها اضطراب دارند نگرانند
اما
نه تنها نگرانی و اضطراب خود را به فرزندانشان منتقل نمیکنند بلکه خود در پشت جبهه گوشه ای از کار را گرفته اند
خیابان ها را خالی نمیکنند اما در دلشان آتشی به پاست
سعی میکنند خود را آرام نشان دهند
اما با هر شلیک موشکی با هر حمله و انفجاری خصوصا به مناطق نظامی
قلبشان به یکباره از جا کنده میشود
بدتر از آن که نمیتوانند زنگی بزنند خبری بگیرند مبادا که کسی شناسایی شود
زنانی که ممکن از از خانه و زندگی شان آواره شده باشند به دلایل امنیتی
زنانی که خودشان با همه عشق ساک همسرانشان را بستند به خدا سپردنشان و پشت سرشان آب ریختند در حالی که گریه ها و بغض های خود را فرو میخوردند مانع از رفتن همسرانشان نشدند
میدانستند که این رفتن ها ممکن است هیچ بازگشتی نداشته باشد
هر روز و شب خاطرات باهم بودنشان را مرور میکنند
از تمام لحظات عاشقانه ای که داشتند عبور میکنند
تنها شدنشان را
حرف مردم را
یتیمی فرزندانشان را تصور میکنند تنها بزرگ کردن فرزندانشان را
اما ......
خود را آرام میکنند
شهیدان زنده اند
خداهوامونو داره
امیدت به خدا باشه
زنانی که بیش از همه از حرف ها دل چرکین میشوند از اتفاقاتی که در فتنه دی ماه افتاد
از شعار بسیجی سپاهی داعش ما شمایی یه عده ......
چقدر حرص میخورند خون دل میخورند و نمیتوانند دم بزنند
برای چه کسی گلایه کنند
برای چه کسی دردهایشان رابازگو کنند
از تنهایی هایشان از اضطراب هایشان از تنها بزرگ کردن فرزندانشان با چه کسی درد دل کنند
من اما وقتی انفجاری و حمله ای رخ میدهد نگرانم
نگران نگرانی تو
اینکه چقدر صبوری
چقدر از خود گذشته ای
تو در این زمانه ای که مردم دنبال دنیا میدوند
از جان خود گذشتی از جانی که عزیز تر از جان خودت هست
از جانت عشقت همراهت نفست زندگیت پدر بچه هایت ......
برای چه
برای من، برای امنیت من، زندگی کردن من ،برای عشق من، برای بچه های من .....
چقدر تو مظلومی که کسی تو را نمیبیند که اگر تو از خود گذشته نبودی مردی نبود که از کشورش دفاع کند از مردمش .....
مگر چقدر همسرت حقوق میگیرد که بهای جانش بهای تنهایی تو و فرزندانت باشد
من اما امشب میخواهم از تو تشکر کنم خداقوت بگویم گرچه تشکر من برای تو نه نان میشود نه آب نه همسر
اما من که وظیفه ام را انجام داده ام
نمیدانم که هستی کجا هستی کجای شهری اما از تو ممنونم
برای تو برای فرزندانت و برای سلامتی و پیروزی همسرت تنها کاری که میتوانم انجام دهم دعاست
گرچه میدانم تو همان موقع که پذیرفتی همسری همسرت را با خدا معامله کردی
به امید پیروزی هر چه سریع تر این انقلاب در جنگ نابرابر با رژیم منحوس صهیونیستی و آمریکای جنایتکار
gasemsoleymani
در مورد زنانی که این روزها کسی متوجه آنها نیست
زنانی که بیش از هر کسی در این روزها اضطراب دارند نگرانند
اما
نه تنها نگرانی و اضطراب خود را به فرزندانشان منتقل نمیکنند بلکه خود در پشت جبهه گوشه ای از کار را گرفته اند
خیابان ها را خالی نمیکنند اما در دلشان آتشی به پاست
سعی میکنند خود را آرام نشان دهند
اما با هر شلیک موشکی با هر حمله و انفجاری خصوصا به مناطق نظامی
قلبشان به یکباره از جا کنده میشود
بدتر از آن که نمیتوانند زنگی بزنند خبری بگیرند مبادا که کسی شناسایی شود
زنانی که ممکن از از خانه و زندگی شان آواره شده باشند به دلایل امنیتی
زنانی که خودشان با همه عشق ساک همسرانشان را بستند به خدا سپردنشان و پشت سرشان آب ریختند در حالی که گریه ها و بغض های خود را فرو میخوردند مانع از رفتن همسرانشان نشدند
میدانستند که این رفتن ها ممکن است هیچ بازگشتی نداشته باشد
هر روز و شب خاطرات باهم بودنشان را مرور میکنند
از تمام لحظات عاشقانه ای که داشتند عبور میکنند
تنها شدنشان را
حرف مردم را
یتیمی فرزندانشان را تصور میکنند تنها بزرگ کردن فرزندانشان را
اما ......
خود را آرام میکنند
شهیدان زنده اند
خداهوامونو داره
امیدت به خدا باشه
زنانی که بیش از همه از حرف ها دل چرکین میشوند از اتفاقاتی که در فتنه دی ماه افتاد
از شعار بسیجی سپاهی داعش ما شمایی یه عده ......
چقدر حرص میخورند خون دل میخورند و نمیتوانند دم بزنند
برای چه کسی گلایه کنند
برای چه کسی دردهایشان رابازگو کنند
از تنهایی هایشان از اضطراب هایشان از تنها بزرگ کردن فرزندانشان با چه کسی درد دل کنند
من اما وقتی انفجاری و حمله ای رخ میدهد نگرانم
نگران نگرانی تو
اینکه چقدر صبوری
چقدر از خود گذشته ای
تو در این زمانه ای که مردم دنبال دنیا میدوند
از جان خود گذشتی از جانی که عزیز تر از جان خودت هست
از جانت عشقت همراهت نفست زندگیت پدر بچه هایت ......
برای چه
برای من، برای امنیت من، زندگی کردن من ،برای عشق من، برای بچه های من .....
چقدر تو مظلومی که کسی تو را نمیبیند که اگر تو از خود گذشته نبودی مردی نبود که از کشورش دفاع کند از مردمش .....
مگر چقدر همسرت حقوق میگیرد که بهای جانش بهای تنهایی تو و فرزندانت باشد
من اما امشب میخواهم از تو تشکر کنم خداقوت بگویم گرچه تشکر من برای تو نه نان میشود نه آب نه همسر
اما من که وظیفه ام را انجام داده ام
نمیدانم که هستی کجا هستی کجای شهری اما از تو ممنونم
برای تو برای فرزندانت و برای سلامتی و پیروزی همسرت تنها کاری که میتوانم انجام دهم دعاست
گرچه میدانم تو همان موقع که پذیرفتی همسری همسرت را با خدا معامله کردی
به امید پیروزی هر چه سریع تر این انقلاب در جنگ نابرابر با رژیم منحوس صهیونیستی و آمریکای جنایتکار
gasemsoleymani
- ۳.۸k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط