{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اری فی‌النوم ما طالت نواها

اری فی‌النوم ما طالت نواها
زمانا طاب عیشی فی هواها

به جامی کز می وصلش چشیدم
همی دارد خمارم در بلاها

عرانی السحر ویحک ما عرانی
رعاها الصبر ویلی ما رعاها

به بوسه مهر نوش او شکستم
شکست اندر دلم نیش جفاها

بدت من حبها فی القلب نار
کان صلی جهتم من لظاها

خطا کردم که دادم دل به دستش
پشیمان باد عقلم زین خطاها


خاقانی
دیدگاه ها (۵)

تا به دام غمش آورد خدا، داد مراهر چه می‌خواستم از بخت، خدا د...

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود رابه یک پرواز بی هنگا...

جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفتجوجوم کرد و چو بشنید آه ...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط