من کودتای ذهنم تو شبایی که کسی
من کودتای ذهنم تو شبایی که کسی
وقتی دلت پر بود به دادت نرسید،
من خلع مغزی ام که از دم پاشیده،
امروز و باخته ولی داره از فردا میگه،
من از فردا شاید نباشم تو ذهنت،
اون که همه سختی هارو دس تنها دیده،
من از هر ثانیه با تو هم،
خدا تو وجود توهِ اون بالایی خوابیده..
هیچوقت کاری به چیزی که مال من نیست نداشتم..
پس پاهام و رو شونه های سیاست نذاشتم..
بین مردمی که با سریال ترکیه ای خوشن..
من با نوستالوژی زنده ام این فرهنگ و نخواستم..
یه بهمن ماهی مریض که درگیره با خودش
یه بوکسُری که دشمناشو همیشه با مشتو حرف کشتش..
وقتی دلت پر بود به دادت نرسید،
من خلع مغزی ام که از دم پاشیده،
امروز و باخته ولی داره از فردا میگه،
من از فردا شاید نباشم تو ذهنت،
اون که همه سختی هارو دس تنها دیده،
من از هر ثانیه با تو هم،
خدا تو وجود توهِ اون بالایی خوابیده..
هیچوقت کاری به چیزی که مال من نیست نداشتم..
پس پاهام و رو شونه های سیاست نذاشتم..
بین مردمی که با سریال ترکیه ای خوشن..
من با نوستالوژی زنده ام این فرهنگ و نخواستم..
یه بهمن ماهی مریض که درگیره با خودش
یه بوکسُری که دشمناشو همیشه با مشتو حرف کشتش..
- ۸۳۱
- ۲۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط