{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ام به گریه روز ام به فریاد

شب ام به گریه روز ام به فریاد
عزیزم به انتظار ام باشد به ما چی؟
چطور نالان سرگردان ظاری ای یار
همیشه مایل به خوبانی ای یار
من که گفتم مشو مایل به هیچ کس
که آخر در بلا می مانی ای یار🦅
دیدگاه ها (۰)

اول تو خود مرا به خود یاری کردیای جان تو ببین زمانه سازی کرد...

گردن به چه نیاز است آن دو زلفانرا ببرند ز پیشمدر تنگی پل فرخ...

بگذار پرواز کند رود آن سیاه کبوتر بمثل خودت مادر جوجه است ای...

همین سیاه دل چطور شیرین زبان استهمین طور چشمانم سوی قرآن روا...

«غروبِ جمعه، همیشه نبودنِ تو را فریاد می‌زند...💔نبودنِ آن کس...

نوشته ی جدید:(در تکاپوی بی‌پایان)نه آغاز می‌شناسم، نه پایانِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط