تیتر اینترنشنال از صحبت های ذلیلانه ی رئیس شوری رهبری
تیتر اینترنشنال از صحبت های ذلیلانه ی رئیس شوری رهبری🤦♂️
▪️نمیتوانم نگویم...
مهدی جمشیدی
۱. یک هفته از شهادت مظلومانۀ رهبر معظّم انقلاب گذشته، اما مجلس خبرگان رهبری، هنوز شخصِ جایگزین را معرفی نکرده است. این "تأخیر بزرگ"، به هر دلیل که باشد، پذیرفتنی نیست. در طول پانزده سال گذشته، رهبر شهیدِ انقلاب، دستکم دوبار بهصورت عمومی و آشکار به اعضای مجلس خبرگان رهبری گفته بودند که خویش را از هر جهت برای "شرایط فقدان رهبر"، آماده کنید و نسبت به آن، "واکنش بههنگام" نشان بدهد. مجلس خبرگان، باید همۀ آنچه را که محتمل و ممکن بود، از سالها و بلکه حداقل یک دهه قبل، پیشبینی میکرد و در لحظه، خود را با وضع جدید، منطبق میساخت. این حجم از تعلل و تأخیر، پذیرفتنی و شایسته نیست و از اختلال در سازوکار حکایت میکند. همواره در بحرانیترین صحنهها و عرصههای انقلاب، درایت و کفایتِ رهبرِ شهید، کارساز و گرهگشا بود؛ این یک بار، ایشان در میان نیست و ما چشم به ساختار مجلس خبرگان داریم تا دریابیم میتواند از عهدۀ گذار حکیمانه از موقعیّت چالشی وسرنوشتساز برآید یا نه. انقلاب در متن یک "جنگِ تمامعیارِ وجودی" قرار دارد و فرعون زمانه، در پی براندازی سخت و خشن است، اما با وجود این، یک هفته است که حاکمیّت و جامعه، دچار "فقدان امام" است. این دو، هیچ نسبت موجّه و معقولی با یکدیگر ندارند و تداوم این فقدان و عدم، بر حجم اثرگذاری چالشها و تهدیدها، بهصورت تصاعدی میافزاید. حتّی اکنون نیز دیر است و نباید بیش از این، وقتکُشی و فرصتسوزی کرد و زمان را از دست داد. این تأخیر ویرانگر و مُهلک، حتّی اگر یک روز ادامه یابد، در حکم بازی با قوام و دوام انقلاب اسلامی است.
۲. از طرف دیگر، "لیبرالهای ایرانی" در کمین نشستهاند تا اینک، طرح دیرینۀ خویش را محقّق کند؛ بهطوریکه یا کسی بهعنوان رهبر انتخاب شود که از خط اصیلِ انقلاب عبور کند؛ یا رهبری به شکل شورایی تغییر کند تا آنها نیز نمایندهای در این شورا داشته باشند. علاقۀ اینان به تداوم کار شورای موقت و واگذارکردن تعیین رهبر به دورۀ پساجنگ، بدین جهت است که میخواهند مجال و میدان مساعد برای چنین "چرخش" و "گذار"ی فراهم کنند و دوباره با انتخاب ناخوشایند مواجه نشوند. این "خلاء" و "فقدان" برای لیبرالهای ایرانی، یک فرصت تاریخی و حیاتی است که میتوانند در بستر آن، به سوداها و آرزوهای معلّق آن، جامۀ عمل بپوشاند. درحالیکه انتخاب رهبر، کمک به روند جنگ است و به نیروها و جامعه، انسجام و قوّت میبخشد، لیبرالهای ایرانی میگویند باید جنگ را بر انتخاب رهبر، ترجیح داد. روشن است که لیبرالها – که صورت و مصداق کنونی آنها، جریان و جبهۀ سراسر رذالت و خباثت "اصلاحات" است - چشم به این تعلق دوختهاند و میخواهند فقدان رهبری را "عادیسازی" و آنگاه طرحهای خویش را عملیاتی کنند.
۳. اندکی پیش از حملۀ نظامی آمریکا و اسرائیل - که در روز نخست آن، رهبر مظلومِ انقلاب به شهادت رسید - رئیس دولت در اظهارنظری خام و عجولانه، ادّعا کرد که روند مذاکرات به خوبی پیش میرود. این اظهارنظر، بهروشنی ثابت میکند که تحلیلهای ایشان – که متأسفانه، منحصر به این یک مسأله نیز نیست - بهشدّت "بیگانه با واقعیّتهای میدانی" و مبتنی بر "سادهسازیهای مفرط" و "ذهنیّت ناسیاسی" است. امروز میتوان به صراحت گفت، هم پذیرش آتشبس در جنگ دوازهروزه خطای محض بود، هم پذیرش مذاکرۀ مجدّد با آمریکا. امروز نیز رئیس دولت در پیام تلویزیونی خویش، ضمن عذرخواهی از کشورهای همسایه، اعلام کرده که شورای موقت به نیروهای مسلح دستور داده که دیگر به کشورهای همسایه حمله نکنند. اوّلاً، حملات نیروهای مسلح ما به "پایگاههای آمریکا در منطقه" بوده و نه به "کشورهای منطقه"، و میان این دو، تفاوت بسیار وجود دارد؛ ثانیاً، سیاست "جنگ منطقهای"، سیاست قطعی و نهاییِ رهبر شهیدِ انقلاب بود و شورای موقت، هرگز صلاحیّت عبور از آن را ندارد؛ ثالثاً، این سیاست، نقطۀ آغازِ چرخۀ ویرانگرِ آتشبس است و مراحل دیگر آن نیز بهتدریج به اجرا درخواهد آمد؛ رابعاً، با وجود اینکه از پایگاههای آمریکا در همین کشورها به کشور ما حمله شد و رهبر معظّم انقلاب و هزاران ایرانی به شهادت رسیدند، رئیس دولت از آنها "عذرخواهی" میکند؟! خامساً، با وجود گذشت "یک هفته" از تشکیل شورای موقت، اینک مطابق قانون که اعتبار شورای موقت را یک هفته اعلام کرده است، این شورا، اعتبار و وجاهت قانونی ندارد و نیروهای مسلح نباید و نمیتوانند از آن اطاعت کنند.
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
▪️نمیتوانم نگویم...
مهدی جمشیدی
۱. یک هفته از شهادت مظلومانۀ رهبر معظّم انقلاب گذشته، اما مجلس خبرگان رهبری، هنوز شخصِ جایگزین را معرفی نکرده است. این "تأخیر بزرگ"، به هر دلیل که باشد، پذیرفتنی نیست. در طول پانزده سال گذشته، رهبر شهیدِ انقلاب، دستکم دوبار بهصورت عمومی و آشکار به اعضای مجلس خبرگان رهبری گفته بودند که خویش را از هر جهت برای "شرایط فقدان رهبر"، آماده کنید و نسبت به آن، "واکنش بههنگام" نشان بدهد. مجلس خبرگان، باید همۀ آنچه را که محتمل و ممکن بود، از سالها و بلکه حداقل یک دهه قبل، پیشبینی میکرد و در لحظه، خود را با وضع جدید، منطبق میساخت. این حجم از تعلل و تأخیر، پذیرفتنی و شایسته نیست و از اختلال در سازوکار حکایت میکند. همواره در بحرانیترین صحنهها و عرصههای انقلاب، درایت و کفایتِ رهبرِ شهید، کارساز و گرهگشا بود؛ این یک بار، ایشان در میان نیست و ما چشم به ساختار مجلس خبرگان داریم تا دریابیم میتواند از عهدۀ گذار حکیمانه از موقعیّت چالشی وسرنوشتساز برآید یا نه. انقلاب در متن یک "جنگِ تمامعیارِ وجودی" قرار دارد و فرعون زمانه، در پی براندازی سخت و خشن است، اما با وجود این، یک هفته است که حاکمیّت و جامعه، دچار "فقدان امام" است. این دو، هیچ نسبت موجّه و معقولی با یکدیگر ندارند و تداوم این فقدان و عدم، بر حجم اثرگذاری چالشها و تهدیدها، بهصورت تصاعدی میافزاید. حتّی اکنون نیز دیر است و نباید بیش از این، وقتکُشی و فرصتسوزی کرد و زمان را از دست داد. این تأخیر ویرانگر و مُهلک، حتّی اگر یک روز ادامه یابد، در حکم بازی با قوام و دوام انقلاب اسلامی است.
۲. از طرف دیگر، "لیبرالهای ایرانی" در کمین نشستهاند تا اینک، طرح دیرینۀ خویش را محقّق کند؛ بهطوریکه یا کسی بهعنوان رهبر انتخاب شود که از خط اصیلِ انقلاب عبور کند؛ یا رهبری به شکل شورایی تغییر کند تا آنها نیز نمایندهای در این شورا داشته باشند. علاقۀ اینان به تداوم کار شورای موقت و واگذارکردن تعیین رهبر به دورۀ پساجنگ، بدین جهت است که میخواهند مجال و میدان مساعد برای چنین "چرخش" و "گذار"ی فراهم کنند و دوباره با انتخاب ناخوشایند مواجه نشوند. این "خلاء" و "فقدان" برای لیبرالهای ایرانی، یک فرصت تاریخی و حیاتی است که میتوانند در بستر آن، به سوداها و آرزوهای معلّق آن، جامۀ عمل بپوشاند. درحالیکه انتخاب رهبر، کمک به روند جنگ است و به نیروها و جامعه، انسجام و قوّت میبخشد، لیبرالهای ایرانی میگویند باید جنگ را بر انتخاب رهبر، ترجیح داد. روشن است که لیبرالها – که صورت و مصداق کنونی آنها، جریان و جبهۀ سراسر رذالت و خباثت "اصلاحات" است - چشم به این تعلق دوختهاند و میخواهند فقدان رهبری را "عادیسازی" و آنگاه طرحهای خویش را عملیاتی کنند.
۳. اندکی پیش از حملۀ نظامی آمریکا و اسرائیل - که در روز نخست آن، رهبر مظلومِ انقلاب به شهادت رسید - رئیس دولت در اظهارنظری خام و عجولانه، ادّعا کرد که روند مذاکرات به خوبی پیش میرود. این اظهارنظر، بهروشنی ثابت میکند که تحلیلهای ایشان – که متأسفانه، منحصر به این یک مسأله نیز نیست - بهشدّت "بیگانه با واقعیّتهای میدانی" و مبتنی بر "سادهسازیهای مفرط" و "ذهنیّت ناسیاسی" است. امروز میتوان به صراحت گفت، هم پذیرش آتشبس در جنگ دوازهروزه خطای محض بود، هم پذیرش مذاکرۀ مجدّد با آمریکا. امروز نیز رئیس دولت در پیام تلویزیونی خویش، ضمن عذرخواهی از کشورهای همسایه، اعلام کرده که شورای موقت به نیروهای مسلح دستور داده که دیگر به کشورهای همسایه حمله نکنند. اوّلاً، حملات نیروهای مسلح ما به "پایگاههای آمریکا در منطقه" بوده و نه به "کشورهای منطقه"، و میان این دو، تفاوت بسیار وجود دارد؛ ثانیاً، سیاست "جنگ منطقهای"، سیاست قطعی و نهاییِ رهبر شهیدِ انقلاب بود و شورای موقت، هرگز صلاحیّت عبور از آن را ندارد؛ ثالثاً، این سیاست، نقطۀ آغازِ چرخۀ ویرانگرِ آتشبس است و مراحل دیگر آن نیز بهتدریج به اجرا درخواهد آمد؛ رابعاً، با وجود اینکه از پایگاههای آمریکا در همین کشورها به کشور ما حمله شد و رهبر معظّم انقلاب و هزاران ایرانی به شهادت رسیدند، رئیس دولت از آنها "عذرخواهی" میکند؟! خامساً، با وجود گذشت "یک هفته" از تشکیل شورای موقت، اینک مطابق قانون که اعتبار شورای موقت را یک هفته اعلام کرده است، این شورا، اعتبار و وجاهت قانونی ندارد و نیروهای مسلح نباید و نمیتوانند از آن اطاعت کنند.
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
- ۲.۷k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط