{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود ...

قرار بود ...
انگوری باشم غوطه ور
در مستی لبهایت
اما دریغ
اسیر خمره ی تقدیر شدم ......!

#
دیدگاه ها (۱)

🍁 وقتی چشمت راهنگام بوسیدن یارتمی‌بندیمرا به یاد بیاورکه با ...

❤ ️❤ ️:❤ ️❤ ️عِشق یعنی ،یڪی هست ڪہ هم‌صداتہ … مثڸِ ے...

درچشمهایم سوره ے عشق میخوانے و من بانزول خنـده های بیکـــران...

چشمان توست که پاییز را می آراید یا که پاییز است چشمانت را عا...

روباه نه دم

بعدِ تو ، با خیلیا آشنا شدم شایدم اونا خیلی بهتر از تو باشن ...

تقدیم به حضرت دلدار:❤🌹❤خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشمنگرانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط