{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهل دانشگاهم

اهل دانشگاهم
رشته ام علافي‌ست
جيب‌هايم خالي‌ست
پدري دارم
حسرتش يك شب خواب!
دوستاني همه از دم ناباب
و خدايي كه مرا كرده جواب
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب مي‌فهمم سهم آينده من بي‌كاريست
من نمي‌دانم كه چرا مي‌گويند
مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار
و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست
چشم ها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
بايد از مردم دانا ترسيد!
بايد از قيمت دانش ناليد!
وبه آن‌ها فهماند
كه من اينجا فهم را فهميدم
من به گور پدر علم و هنر خنديدم
دیدگاه ها (۳)

کودکی در نگاه ات جا مانده/ کودکی در قلبت /و کودکی در زبان ات...

باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه خانه ام کو؟ خانه ات ک...

بدست ِ تو گل است برای کار ؟ ای ابر ِ بی خیال ز آسمان ببار ! ...

:دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط