{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏مامانم جلوی بابام گفت هرچی به این پسر میگیم این گوشش دره

‏مامانم جلوی بابام گفت هرچی به این پسر میگیم این گوشش دره اون یکی دروازه.
بابا بلند شد از در اتاق اومد تو خوابوند زیر گوشم و گفت تووووووی دروازه

𝗔𝗠𝗜𝗥.♔.
دیدگاه ها (۱۴۶)

سلام 😞❤️

😞هییی سینگلی.#درخواستی برا رلا

داشتم تو سوپری رفیقم شیرکاکائو میخوردم یه دختره 16،17 ساله ا...

☹️💞هییی دخملم مامی مخواد

دوستان این داستان واقعی است

خاطرات ایمیلیا

قسܩـتـ یازدهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧راوی: اِما افتاد روی رومی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط