{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 77
(ارشام )

شب ساعت 8 ترنم اومد خونه . اعصابم به شدت خورد بود .

اون خنجر گم شده بود . تنها سر نخمون گم شده بود .

وقتی ترنم اومد سعی کردم عصبانیت ام رو کم کنم و بعد از

این که سلام کردم رفتم فورا آب خوردم تا نزنم چیزی رو خورد

کنم . عصبانی که میشدم فقط با آب آروم میشدم. انگار اون

عصبانیت رو ساکت میکرد .

رفتم بالا . داشت مو ها شو شونه میزد .

من : شام که بهمون ندادی حداقل یه قهوه بهمون بده .

ترنم : باشه بابا حالا یه شب شام نخوردیا

من : بعله . شما که میری با رفقا عشق و حال ما هم نباید شام
بخوریم .

ترنم : بابا عشق و حال چیه . من که فقط از اول تا آخرش در

حال ذوق کردن بودم .

من : ذوق چی؟

ترنم : وایییییی آرشام نمیدونی که چه لباسهایی بودن که .

خیلی خوشمل بودن . یکی اش بود که اصلا نگم خیلیییییی

ناز بودددددددد.

یکم خواستم حرصش بدم . گفتم : تو که انقدر ذوق داری حالا

یه نی نی خوشگل برامون بیار تا واسه اون بریم لباس بخریم و

تو واسه لباسا اون ذوق کنی . 😀 😀 😀

ترنم : ارشاااااااااااااااامممممممممم .

من : خب چیه مگه دروغ میگم

ترنم : بله دروغ میگی . چون الان زودهههههه

من : باشه بابا چرا میزنی . بچه زدن نداره.

ترنم : بیا خودتم میگی بچه زدن نداره . پس یعنی خودتم

بچه ای ...

من : خب حالا بیا بریم قهوه رو بده .

اصلا وقتی ترنم اومد کل عصبانیتم فرو کش کرد . خیلی هم

خوب بود .
دیدگاه ها (۱)

☺ ☺ ☺ ☺

پست جدید اینستاگرام نینااآاااا دوبرووووو

👗 👗 👗 👗

☺ ☺ ☺

Part4هیونجین =راست میگی هیونگ همش تقصیر منه اگه من حرف اون ک...

سه پارتی(زوریه زنت بشم) پارت۲

neme:زندگی زیر سایه توp:1.........مثل همیشه درحال بازی با خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط