خب میخوام یه سناریو هست بگم
خب میخوام یه سناریو هست بگم 😖😅
خب وقتی یک نفر تورو بغل میکنه 🌸💮
کاراکتر ها: سانمی - کامیتا - توکیتو - اوبانای - شینوبو
سانمی: سریع تورو از خودش دور میکنه و میگه: عوضی گومشو.
بعد خودش از اون جا میره ▼・ᴥ・▼
کامیتا: فکر میکنه تو اون رو دوست داری بخاطر همین چون اون سانمی رو دوست داره ، اگه پسر باشی میگه:« داری چه غلطی میکنی کص.......»
بعد میگه:« دیگه نبینمت »
توکیتو: اول نمیفهمه بعد که میفهمه خیلی خوشحال میشه و تعجب میکنه و سفت بغلت میکنه.❤️
اوبانای: سریع تورو از خودش دور میکنه....
بعد میگه: این چه غلطی بود کردی هان ؟
اگه هم تو سمج بودی و بازم بغلش کردی مجبور میشه تورو پرتت کنه اون ور چون اون میتسوری رو دوست داره...
شینوبو: بغلت میکنه و دلداریت میده....
خیلی با لحن مهربونی باهات حرف میزنه و میگه: چی شده ؟ من میتونم کمکت کنم.؟
خب وقتی یک نفر تورو بغل میکنه 🌸💮
کاراکتر ها: سانمی - کامیتا - توکیتو - اوبانای - شینوبو
سانمی: سریع تورو از خودش دور میکنه و میگه: عوضی گومشو.
بعد خودش از اون جا میره ▼・ᴥ・▼
کامیتا: فکر میکنه تو اون رو دوست داری بخاطر همین چون اون سانمی رو دوست داره ، اگه پسر باشی میگه:« داری چه غلطی میکنی کص.......»
بعد میگه:« دیگه نبینمت »
توکیتو: اول نمیفهمه بعد که میفهمه خیلی خوشحال میشه و تعجب میکنه و سفت بغلت میکنه.❤️
اوبانای: سریع تورو از خودش دور میکنه....
بعد میگه: این چه غلطی بود کردی هان ؟
اگه هم تو سمج بودی و بازم بغلش کردی مجبور میشه تورو پرتت کنه اون ور چون اون میتسوری رو دوست داره...
شینوبو: بغلت میکنه و دلداریت میده....
خیلی با لحن مهربونی باهات حرف میزنه و میگه: چی شده ؟ من میتونم کمکت کنم.؟
- ۳۳۰
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط