{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آره مآه من

آره مـــآه من
مــن قآنــون را زیــر پا گزاشتــم
قلــبم را چــفت نکــردم
دلــم را باز کردم
و پروآنــه های شکــمم را رها کردم
در فکــرم نمی‌گنجــید
که شاید پروآنــه ها
فقط عآشــق شوند
بدون هیــچ تمرکزی
اما عشــق پروآنه ها عشــق رویــآیی
به وجــود میاره
عـشـق داستــآنی
کـه بـدون تفکر صــورت گرفته
روزی پروآنــه ام روی شانـه ام نشست
رنگــش عوض شده بود
از مشـکی به آبی
و وارد قلــبم شد
پـروآنه عشــق رویــآیی را پــیدا کرده بود
و از طـریق قلـب که خون را پمـپآژ می‌کند
و به تـمام بدن می‌رساند
آن حـس را پمپاژ کرد
و من عآشق تو شدم
عشقی که در این دنــیا اشتباهه
اما در دنیای مــوازی کاملا درســته


دوست دارم............🩵🩷

I love you.............🩵🩷
دیدگاه ها (۰)

شلام شلامبچه ها همه حواستون به خودتون باچهامنیت خودتو حفظ کن...

Part 7پرش زمانی به ۱ ساعت بعد سر نهار..........................

Part 6رفتم درو براش باز کردم با صورت عصبانی و دست به کمرتا خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط