{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بهتر از من میدانستی

تو بهتر از من میدانستی
چه توقع زیادی بود با من قدم زدنت زیر باران...
که هیچوقت شانه به شانه ام این خیابان را تمام نکردی
شوخی که نیست
میشد خاطره ما،زیر باران عشق ،در خیابان رویاهای بی پایان
تو بهتر از من میدانستی...
چقدر کمر شکن است درد بی وقفه خاطره ها
خوب شد نیامدی
اما من
با هر باران
با خیالت
تا انتهای آن خیابان میروم...
و تو بهتر از من میدانستی
#ریحانه_رحیمی
دیدگاه ها (۱)

روزگار است دیگرگاهی بر وفق مرادت می شود و گاهی مُخلِ آرامشت....

همین یک فعلِ"آمدن"برای تمامِ نوشته های در حال انتظار من بس ا...

تو راهر لحظه بخاطر می‌آورم... بی هیچ بهانه‌ای..! شاید دوست د...

همه چیز از پشت ویترین زیباست...همه چیز از پشت پنجره اتاقت و ...

سایه های کلاغ

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط