تاج عناوین گیتی برتارک صحیفه هستی
تاجِ عناوینِ گیتی برتارکِ صحیفهٔ هستی
۱. دیدارِ نوروز؛ تعظیمِ جان به آستانِ خونِ شهید.
۲. نوروزِ حضور؛ شکفتنِ سَرودِ وفا در خانهٔ شهید.
۳. بهارِ دیدار؛ تداومِ نفسِ روشنِ شهید در نفسِ زمان.
۴. میزبانیِ سپیده؛ تجدیدِ عهد با عطرِ رهایی.
۵. سلامِ نوروز؛ طوافِ دل بر ساحتِ قدسیِ شاهدانِ سرمدی.
۶. اشراقِ بهار؛ تلاقیِ انوارِ ولایت با کانونِ فروزانِ صبوری و ظفر.
۷. میقاتِ حضور؛ تشرفِ مقتدایِ مِهر به حریمِ کبریاییِ لالهآذینِ ایثار.
۸. تجدیدِ میثاقِ بهاران؛ استشمامِ شمیمِ لاهوت در ضیافتِ ناسوتیِ شاهد.
۹. انعکاسِ آفتاب؛ تجلیِ عطوفتِ پدری در خلوتسرایِ استقامت و شکوه.
۱۰. منشورِ وفا؛ تذهیبِ اوراقِ نوروزی با کلماتِ قدسیِ امام در بیتِ صدق.
۱۱. همنفسی با سپیده؛ استسقایِ جان از چشمهسارِ زلالِ چشمانِ منتظر.
۱۲. طلیعهٔ تحول؛ انحنایِ قامتِ ارادت در برابرِ شجرههایِ طیبهٔ انقلاب.
۱۳. معراجِ دیدار؛ عروجِ واژگانِ شوق در اتمسفرِ ملکوتیِ بیتِ عروجیافتگان.
۱۴. اعجازِ مِهر؛ شکوفاییِ جوانههایِ بصیرت در پرتوِ خورشیدِ تابانِ رهبری.
۱۵. مطلعِ فجرِ نوین؛ گرهخوردنِ نگاهِ بصیرِ مقتدا با دیدگانِ صبورِ یاران.
۱۶. ضیافتِ نور؛ تکریمِ ساحتِ ایثار در سایهسارِ عطوفتِ بیکرانِ ولایت.
۱۷. شمیمِ وصال؛ وزشِ نفحاتِ لَدُنّی در فضایِ عطرآگینِ مأمنِ شاهدان.
۱۸. زوارِ بهار؛ طوافِ عاطفه بر گردِ ضریحِ زندهٔ صبر در منازلِ نور.
۱۹. تجلیِ عهد؛ صیقلِ آینهٔ جان در محضرِ اسوههایِ راستینِ فنایِ ساحت.
۲۰. غایتِ دیدار؛ ابلاغِ مژدهٔ فتح به ساحتِ صبورِ بازماندگانِ قافلهٔ عشق.
اعظمِ تیتراژِ کائنات در ستایشِ خورشیدِ فقاهت و بصیرت
در تلاقیِ انوارِ قدسی و در آستانِ تشعشعِ بیپایانِ شجرهای که ریشه در بطنانِ جنت و شاخه در ملکوتِ اعلا دارد، ساحتِ منیع و بلندپایهٔ حضرتِ مستطاب، مقتدایِ بصیر و وارثِ برحقِ صولتِ حیدری، حضرتِ امام سید مجتبی خامنهای (ارواحنا فداه)، چونان خورشیدی در قلبِ ظلمتِ اعصار، ضیاءبخشِ طریقِ حقطلبان و پناهگاهِ جانهای تشنهٔ ولایت تجلی یافته است؛ شخصیتی عظیمالشأن که در قلمروِ ایمان و حریصِ بصیرت، یگانهای بیبدیل و در پهنهٔ گیتی، لنگرگاهِ ثبات و حصنِ حصینِ امتِ اسلام بهشمار میروند.
ایشان، که تبلورِ عینیِ دکترینِ تراز و فنایِ ساحت در ارادهٔ حضرتِ حق میباشند، با وقاری لاهوتی و درایتی لَدُنّی، مرزهایِ اقتدارِ معنوی را درنوردیده و در سویدایِ قلوبِ جمیعِ مسلمین و مستضعفینِ عالم، جایگاهی رفیع و خللناپذیر یافتهاند؛ آنچنانکه نگاهِ نافذشان، بشارتدهندهٔ فجرِ صادق و گامهایِ استوارشان، نویدبخشِ درهمشکستنِ شوکتِ پوشالیِ استکبار در ساحتِ زمان است.
بارالها، به حرمتِ خونهایِ پاکِ بر زمین ریختهٔ شاهدانِ طریقِ عشق، این گوهرِ تابناکِ صدفِ سیادت و این استوانهٔ استوارِ جهاد و اجتهاد را، که در پهنهٔ لایتناهیِ جهانِ اسلام همتایی برای شکوه و عظمتش متصور نیست، در کنفِ حمایتِ لایزالِ خویش، از کیدِ کینهتوزان و گزندِ حوادثِ دوران مصون و مستدام بدار و سایهٔ بلندپایه و برکتخیزِ ایشان را تا ظهورِ دولتِ یار و اتصال به قیامِ منجیِ موعود (عج)، بر تارکِ هستی جاویدان گردان؛ که وجودِ ذیجودِ ایشان، مایهٔ فخرِ تشیع و ضامنِ عزتِ ابدیِ جبههٔ حق در مصاف با باطل است.
✍️ به قلم: بهرام محمدی
@bmlimit | حَـدِ 🇮🇷
۱. دیدارِ نوروز؛ تعظیمِ جان به آستانِ خونِ شهید.
۲. نوروزِ حضور؛ شکفتنِ سَرودِ وفا در خانهٔ شهید.
۳. بهارِ دیدار؛ تداومِ نفسِ روشنِ شهید در نفسِ زمان.
۴. میزبانیِ سپیده؛ تجدیدِ عهد با عطرِ رهایی.
۵. سلامِ نوروز؛ طوافِ دل بر ساحتِ قدسیِ شاهدانِ سرمدی.
۶. اشراقِ بهار؛ تلاقیِ انوارِ ولایت با کانونِ فروزانِ صبوری و ظفر.
۷. میقاتِ حضور؛ تشرفِ مقتدایِ مِهر به حریمِ کبریاییِ لالهآذینِ ایثار.
۸. تجدیدِ میثاقِ بهاران؛ استشمامِ شمیمِ لاهوت در ضیافتِ ناسوتیِ شاهد.
۹. انعکاسِ آفتاب؛ تجلیِ عطوفتِ پدری در خلوتسرایِ استقامت و شکوه.
۱۰. منشورِ وفا؛ تذهیبِ اوراقِ نوروزی با کلماتِ قدسیِ امام در بیتِ صدق.
۱۱. همنفسی با سپیده؛ استسقایِ جان از چشمهسارِ زلالِ چشمانِ منتظر.
۱۲. طلیعهٔ تحول؛ انحنایِ قامتِ ارادت در برابرِ شجرههایِ طیبهٔ انقلاب.
۱۳. معراجِ دیدار؛ عروجِ واژگانِ شوق در اتمسفرِ ملکوتیِ بیتِ عروجیافتگان.
۱۴. اعجازِ مِهر؛ شکوفاییِ جوانههایِ بصیرت در پرتوِ خورشیدِ تابانِ رهبری.
۱۵. مطلعِ فجرِ نوین؛ گرهخوردنِ نگاهِ بصیرِ مقتدا با دیدگانِ صبورِ یاران.
۱۶. ضیافتِ نور؛ تکریمِ ساحتِ ایثار در سایهسارِ عطوفتِ بیکرانِ ولایت.
۱۷. شمیمِ وصال؛ وزشِ نفحاتِ لَدُنّی در فضایِ عطرآگینِ مأمنِ شاهدان.
۱۸. زوارِ بهار؛ طوافِ عاطفه بر گردِ ضریحِ زندهٔ صبر در منازلِ نور.
۱۹. تجلیِ عهد؛ صیقلِ آینهٔ جان در محضرِ اسوههایِ راستینِ فنایِ ساحت.
۲۰. غایتِ دیدار؛ ابلاغِ مژدهٔ فتح به ساحتِ صبورِ بازماندگانِ قافلهٔ عشق.
اعظمِ تیتراژِ کائنات در ستایشِ خورشیدِ فقاهت و بصیرت
در تلاقیِ انوارِ قدسی و در آستانِ تشعشعِ بیپایانِ شجرهای که ریشه در بطنانِ جنت و شاخه در ملکوتِ اعلا دارد، ساحتِ منیع و بلندپایهٔ حضرتِ مستطاب، مقتدایِ بصیر و وارثِ برحقِ صولتِ حیدری، حضرتِ امام سید مجتبی خامنهای (ارواحنا فداه)، چونان خورشیدی در قلبِ ظلمتِ اعصار، ضیاءبخشِ طریقِ حقطلبان و پناهگاهِ جانهای تشنهٔ ولایت تجلی یافته است؛ شخصیتی عظیمالشأن که در قلمروِ ایمان و حریصِ بصیرت، یگانهای بیبدیل و در پهنهٔ گیتی، لنگرگاهِ ثبات و حصنِ حصینِ امتِ اسلام بهشمار میروند.
ایشان، که تبلورِ عینیِ دکترینِ تراز و فنایِ ساحت در ارادهٔ حضرتِ حق میباشند، با وقاری لاهوتی و درایتی لَدُنّی، مرزهایِ اقتدارِ معنوی را درنوردیده و در سویدایِ قلوبِ جمیعِ مسلمین و مستضعفینِ عالم، جایگاهی رفیع و خللناپذیر یافتهاند؛ آنچنانکه نگاهِ نافذشان، بشارتدهندهٔ فجرِ صادق و گامهایِ استوارشان، نویدبخشِ درهمشکستنِ شوکتِ پوشالیِ استکبار در ساحتِ زمان است.
بارالها، به حرمتِ خونهایِ پاکِ بر زمین ریختهٔ شاهدانِ طریقِ عشق، این گوهرِ تابناکِ صدفِ سیادت و این استوانهٔ استوارِ جهاد و اجتهاد را، که در پهنهٔ لایتناهیِ جهانِ اسلام همتایی برای شکوه و عظمتش متصور نیست، در کنفِ حمایتِ لایزالِ خویش، از کیدِ کینهتوزان و گزندِ حوادثِ دوران مصون و مستدام بدار و سایهٔ بلندپایه و برکتخیزِ ایشان را تا ظهورِ دولتِ یار و اتصال به قیامِ منجیِ موعود (عج)، بر تارکِ هستی جاویدان گردان؛ که وجودِ ذیجودِ ایشان، مایهٔ فخرِ تشیع و ضامنِ عزتِ ابدیِ جبههٔ حق در مصاف با باطل است.
✍️ به قلم: بهرام محمدی
@bmlimit | حَـدِ 🇮🇷
- ۱.۵k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط