رمان دوست دختر اجارهای من جلد اول
رمان دوست دختر اجارهای من جلد اول
#پارت 5
با این فکرا خوابیدم
از زبان آنا
دیشب تا از پیش مامان بیام ساعت شد 1 بامداد اول باور نمیکرد که یه دوست پولدار دارم که حاضر شده باشه این هزینه هارو بهم قرض بده اما آنقدر گفتم تا باور کرد کلی هم اصرار کرد که یه روز حتما دوستمو ببینه تو دلم به دروغای خودم میخندیدم اما راضی بودم که مامان خوشحال و امیدواره وسایلمو جمع کردم دوش گرفتم و خوابیدم جز چند دست لباس و لباس زیر چیز دیگهای برداشتم چیز زیادی هم نداشتم که بخوام بردارم صبح با زنگ ساعتم بیدار شدم تازه دستو صورتمو شستده بودم که موبایلم زنگ خورد شماره ناشناس بود مردد جواب دادم
. بله ؟ .
. آنا .
صدای مردونه و گرمی که اسممو گفت باعث شد بی حرکت شم آروم گفتم
. بله .
. پایین منتظرتم .
اینو گفتو قطع کرد صدای مکس بود اگه صداش انقدر مردونه و داغ بود یعنی چهرهاش چه شکلی بود با استرس آماده شدم کیف کوچیکی از وسیله هام پرکرده بودمو گرفتم دستتمو رفتم پایین از ساختمون که رفتم بیرون که با دیدن لیموزین مشکی جلو خونه شوکه ایستادم لیموزین مشکی اونم تو محله ما هیچی الان همه همسایه ها دارن منو نگاه میکنن راننده لیموزین پیاده شد و برام سر تکون داد زیر لب سلامی کردم که در ماشینو برام باز کرد و کیفمو از دستم گرفت تشکر کردمو سوار شدم همون عطر مردونه ریهامو پر کرد و اینبار تو نور صورتشو دیدم مطمئن بودم ابروهام از پیشونیم زده بیرون زیر لب گفتم
. مکسول لاکس؟ .
واقعا این مرد خوش تیپ جلو من همون مکسول لاکس معرف صاحب سه تا کمپانیه ماشین بود ؟ نکنه اشتباه سوار شدم خیلی جدی نگاهشو ازم گرفت و روی به راننده گفت
. حرکت کن جیم .
بعد بدون اینکه نگام کنه گفت
. پس منو میشناسی .
دهنم همچنان باز بود
. مگه میشه کسی مکسول لاکس رو شناسه حتی اگه اسمشو ندونه آنقدر رو در و دیوار و مجله ها عکسش هست که حتما دیده .
عکسش با اون دختره
. اما شما که دوست دختر دارید؟ .
بعداز حرفم پشیمون شدم نکنه منو برای خودش نمیخواد خواستم جملمو اصلاح کنم که با همون لحن جدی و دستوری گفت
. آره دارم اونم توئی ما باید ی سری چیزا رو با هم هماهنگ کنیم .
مغزم هنگ کرده بود من قراره دوست دختر مکسول لاکس باشم اما اینجوری که همه میفهمن شاید قرار دوست دختر مخفیش قرار باشم یهو برگشت سمتم که سریع دهنمو بستمو چندبار پلک زدم پوست برنزه موهای جو گندمی چشمای سبز اندام ورزیده نه نه این احمقانه اس که اون بخواد جایی با من حضور پیدا کنه یه دختر عادی که قدش 16.5 بیشتر نیست تو چشمام خیره شد و گفت
. من بی هیچ وجه تحمل این سه موردو ندارم ببینم جدا از اینکه بد میبینی قرار دادتم کنسل میکنم .....
#پارت 5
با این فکرا خوابیدم
از زبان آنا
دیشب تا از پیش مامان بیام ساعت شد 1 بامداد اول باور نمیکرد که یه دوست پولدار دارم که حاضر شده باشه این هزینه هارو بهم قرض بده اما آنقدر گفتم تا باور کرد کلی هم اصرار کرد که یه روز حتما دوستمو ببینه تو دلم به دروغای خودم میخندیدم اما راضی بودم که مامان خوشحال و امیدواره وسایلمو جمع کردم دوش گرفتم و خوابیدم جز چند دست لباس و لباس زیر چیز دیگهای برداشتم چیز زیادی هم نداشتم که بخوام بردارم صبح با زنگ ساعتم بیدار شدم تازه دستو صورتمو شستده بودم که موبایلم زنگ خورد شماره ناشناس بود مردد جواب دادم
. بله ؟ .
. آنا .
صدای مردونه و گرمی که اسممو گفت باعث شد بی حرکت شم آروم گفتم
. بله .
. پایین منتظرتم .
اینو گفتو قطع کرد صدای مکس بود اگه صداش انقدر مردونه و داغ بود یعنی چهرهاش چه شکلی بود با استرس آماده شدم کیف کوچیکی از وسیله هام پرکرده بودمو گرفتم دستتمو رفتم پایین از ساختمون که رفتم بیرون که با دیدن لیموزین مشکی جلو خونه شوکه ایستادم لیموزین مشکی اونم تو محله ما هیچی الان همه همسایه ها دارن منو نگاه میکنن راننده لیموزین پیاده شد و برام سر تکون داد زیر لب سلامی کردم که در ماشینو برام باز کرد و کیفمو از دستم گرفت تشکر کردمو سوار شدم همون عطر مردونه ریهامو پر کرد و اینبار تو نور صورتشو دیدم مطمئن بودم ابروهام از پیشونیم زده بیرون زیر لب گفتم
. مکسول لاکس؟ .
واقعا این مرد خوش تیپ جلو من همون مکسول لاکس معرف صاحب سه تا کمپانیه ماشین بود ؟ نکنه اشتباه سوار شدم خیلی جدی نگاهشو ازم گرفت و روی به راننده گفت
. حرکت کن جیم .
بعد بدون اینکه نگام کنه گفت
. پس منو میشناسی .
دهنم همچنان باز بود
. مگه میشه کسی مکسول لاکس رو شناسه حتی اگه اسمشو ندونه آنقدر رو در و دیوار و مجله ها عکسش هست که حتما دیده .
عکسش با اون دختره
. اما شما که دوست دختر دارید؟ .
بعداز حرفم پشیمون شدم نکنه منو برای خودش نمیخواد خواستم جملمو اصلاح کنم که با همون لحن جدی و دستوری گفت
. آره دارم اونم توئی ما باید ی سری چیزا رو با هم هماهنگ کنیم .
مغزم هنگ کرده بود من قراره دوست دختر مکسول لاکس باشم اما اینجوری که همه میفهمن شاید قرار دوست دختر مخفیش قرار باشم یهو برگشت سمتم که سریع دهنمو بستمو چندبار پلک زدم پوست برنزه موهای جو گندمی چشمای سبز اندام ورزیده نه نه این احمقانه اس که اون بخواد جایی با من حضور پیدا کنه یه دختر عادی که قدش 16.5 بیشتر نیست تو چشمام خیره شد و گفت
. من بی هیچ وجه تحمل این سه موردو ندارم ببینم جدا از اینکه بد میبینی قرار دادتم کنسل میکنم .....
- ۶۷
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط