{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه میدانم نمی آئی، ولی هردم زشوق*

گرچه میدانم نمی آئی، ولی هردم زشوق*
میزنم تق تق به در، در را خودم وامی کنم*
دیدگاه ها (۳)

هوایت چه دستان سنگینی دارد...امروز که به سرم زد فهمیدم*

تامیخوام ازتودل بکنم، صبرمیاد*وای که چقدراین عطسه هارا دوست ...

من میخواستم کمی...فقط کمی دوستت داشته باشم، از دستم در رفت ع...

امشب نه من خوابم میبرد ونه ساعت امان ازاین لحظه هاکه بی تومی...

گرچه میدانم نمی‌آیی، ولی هر دم ز شوقسوی در می‌آیم و هر سو ن...

روانم سر مرگ قوقوری آسیب دیده...شب خواب می‌بینم اسپریگم میمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط