دیـشـب خـدا...
دیـشـب خـدا...
آهسته در گـوشـم گفت:
دیگه بـســه...
بـاران از اشــک هایت
خجالت مےکــشــد..
آهسته در گـوشـم گفت:
دیگه بـســه...
بـاران از اشــک هایت
خجالت مےکــشــد..
- ۳۳۹
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط