دختر بچه ای در رعد و برق ایستاده بود

دختر بچه ای در رعد و برق ایستاده بود
پیری به او گفت: چه می کنی؟

دخترگفت:
ببین خداداره ازم عکس میگیره

پیر گفت:
اگر همه مثل تو اینگونه خدارو
حس میکردن دیگر کسی
به خود جرات نمیداد گناه کند
دیدگاه ها (۰)

پیشاپیش تولدتون مبارک عزیز

❄️ای خدای مهربان ✨در این شب سرد زمستانی ❄️ عطا کن بر تک تک ع...

سلام و احترام🌹زدامن گیری پیری اگر آگاه می‌گشتمزدست غم نمی‌دا...

گل قرمز و اسلحهاز زبان راوی:(خوب من باز آمدم با یه سوکوکوی ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط