الان چکار میکنه؟
p1:
انیا تو مدسه بود و داشت طبق معمول با پسر دوم "دامیان" دعوا میکرد[این دعوا کردن همیشه وسطه]
انیا: چرا؟! درس من خیلی پیشرفت کرده
دامیان: به جای درسات دروغ گفتنت خیلی پیشرفت کرده
انیا: ^عــــــــه^درسام همه بالا هشتاده
دامیان: هه از کجا معلوم بالا هشت نبوده هه هه هه
انیا: *الان میخوام یه مشت دیگه به پسر دوم بزنم*
دامیان: تو گوه میخوری
زنگ کلاس خورد و داشتن میرفتن تو کلاس انیا با یه قیافه عجیب غریب مثل عکس بالا به دامیان نگاه میکرد که دامیان مو های انیا رو کشید و گفت
دامیان: خودت زشتی اینجوری دیگه اصلا شبیه ادم نیستی
خلاصه تو کلاس بودن و دامیان یه کاغذ مچاله کرد و پرت کرد طرف انیا
انیا: ^هییی^
هندی هندرسون: خانم فورجر هواست به درس باشه
انیا: چشم اوستاد هندرسون
دامیان: *بدبخت آبروت رفت هه*
انیا توجه نکرد رفتن و خونه[تو مدسه هیجان وجود نداره]
خونه فورجر ها:
انیا: مامانی... بابای... انیا برگشت خونه
یور: سلام انیا جان خوشومدی بیا منتظر بودیم بیای غذا بخوریم
انیا:(نههه من نمیخوام بمیرم)
بعد از غذا
انیا:(وای من زنده ام)
لوید:(فکر نمیکردم دستپخت یور اینقدر خوب شده باشه شاید اونو دست کم گرفته بودم)
کمی بعد فیونا {همکار دختر مو سفید لوید}میاد داخل
لوید: سلام فیونا بیا بشین(یادم نمیاد گفته باشم بیاد شاید اتفاقی افتاده)
فیونا: ارشد ماموریت جدید داریم [زبان جاسوسی]
لوید:(ماموریت جدید پس باید حواسم رو جم کنم)
انیا:(ماموریت جدید؟! اینبار باید منم برم. اخه اینقدر به بابام ماموریت میدن...)
فیونا: تو جلسه امنیت ملی دناوان دزموند شرکت میکنه که به ما دستور داده شده به اون جلسه نفوذ کنیم و از کاشون سر دربیاریم [زبان جاسوسی]
لوید: یور مواظب انیا بباش من باید برم ممکن دیر برسم
انیا: انیا میخواد بیاد
لوید: نه انیا نمیشه بچه ها همچین اجازه ای ندارن
انیا:(اگه بازم اصرار کنم شاید تنبیه...)
لوید دید که انیا تو خونه میمونه با فیونا رفت
یه جای پیاده شدن تا تقیر چهره بدن
لوید: کار یکی از نماینده های کشور رو یسره کردم میتونی جای اون رو بگیری. باید تقیر چهره بدیم چون دزموند من رو دیده و شغلم رو میدونه
همون لحظه انیا از داخل صندوق عقب ماشین
انیا: پس باید انیا هم تقیر چهره بده که نشناسنش
لوید: هی دختر بد چرا اومدی؟
فیونا:(اون خیلی جذابه ولی بعضی وقتا حواس پرت میشه)
انیا: انیا هم میخواد بدونه جاسوس بودن چه حسی داره
فیونا:(یعنی حتی از جاسوس بودنش هم خبر دارن؟)
لوید:(این از کجا میدونه من جاسوسم؟آبروم جلو فیونا رف)
انیا:(عه با خراب کردم که) انیا میخواد بدونه تو انیمه مرد جاسوس چه سختی های میگذره
فیونا:(پس بخاطر انیمه بود)
لوید: برو اینو خود مرد جاسوس بپرس
انیا: انیا میخواد بیاد
و انیا به لوید گیر داده که میخوام بیاد ماموریت
[پارت اول چطور بود پارت های بعد هم بذارم؟]
. U^ェ^U
┏━∪-∪━━━━━━┓
https://wisgoon.com/anya_forger
┗━━━━━━━━━┛
p1:
انیا تو مدسه بود و داشت طبق معمول با پسر دوم "دامیان" دعوا میکرد[این دعوا کردن همیشه وسطه]
انیا: چرا؟! درس من خیلی پیشرفت کرده
دامیان: به جای درسات دروغ گفتنت خیلی پیشرفت کرده
انیا: ^عــــــــه^درسام همه بالا هشتاده
دامیان: هه از کجا معلوم بالا هشت نبوده هه هه هه
انیا: *الان میخوام یه مشت دیگه به پسر دوم بزنم*
دامیان: تو گوه میخوری
زنگ کلاس خورد و داشتن میرفتن تو کلاس انیا با یه قیافه عجیب غریب مثل عکس بالا به دامیان نگاه میکرد که دامیان مو های انیا رو کشید و گفت
دامیان: خودت زشتی اینجوری دیگه اصلا شبیه ادم نیستی
خلاصه تو کلاس بودن و دامیان یه کاغذ مچاله کرد و پرت کرد طرف انیا
انیا: ^هییی^
هندی هندرسون: خانم فورجر هواست به درس باشه
انیا: چشم اوستاد هندرسون
دامیان: *بدبخت آبروت رفت هه*
انیا توجه نکرد رفتن و خونه[تو مدسه هیجان وجود نداره]
خونه فورجر ها:
انیا: مامانی... بابای... انیا برگشت خونه
یور: سلام انیا جان خوشومدی بیا منتظر بودیم بیای غذا بخوریم
انیا:(نههه من نمیخوام بمیرم)
بعد از غذا
انیا:(وای من زنده ام)
لوید:(فکر نمیکردم دستپخت یور اینقدر خوب شده باشه شاید اونو دست کم گرفته بودم)
کمی بعد فیونا {همکار دختر مو سفید لوید}میاد داخل
لوید: سلام فیونا بیا بشین(یادم نمیاد گفته باشم بیاد شاید اتفاقی افتاده)
فیونا: ارشد ماموریت جدید داریم [زبان جاسوسی]
لوید:(ماموریت جدید پس باید حواسم رو جم کنم)
انیا:(ماموریت جدید؟! اینبار باید منم برم. اخه اینقدر به بابام ماموریت میدن...)
فیونا: تو جلسه امنیت ملی دناوان دزموند شرکت میکنه که به ما دستور داده شده به اون جلسه نفوذ کنیم و از کاشون سر دربیاریم [زبان جاسوسی]
لوید: یور مواظب انیا بباش من باید برم ممکن دیر برسم
انیا: انیا میخواد بیاد
لوید: نه انیا نمیشه بچه ها همچین اجازه ای ندارن
انیا:(اگه بازم اصرار کنم شاید تنبیه...)
لوید دید که انیا تو خونه میمونه با فیونا رفت
یه جای پیاده شدن تا تقیر چهره بدن
لوید: کار یکی از نماینده های کشور رو یسره کردم میتونی جای اون رو بگیری. باید تقیر چهره بدیم چون دزموند من رو دیده و شغلم رو میدونه
همون لحظه انیا از داخل صندوق عقب ماشین
انیا: پس باید انیا هم تقیر چهره بده که نشناسنش
لوید: هی دختر بد چرا اومدی؟
فیونا:(اون خیلی جذابه ولی بعضی وقتا حواس پرت میشه)
انیا: انیا هم میخواد بدونه جاسوس بودن چه حسی داره
فیونا:(یعنی حتی از جاسوس بودنش هم خبر دارن؟)
لوید:(این از کجا میدونه من جاسوسم؟آبروم جلو فیونا رف)
انیا:(عه با خراب کردم که) انیا میخواد بدونه تو انیمه مرد جاسوس چه سختی های میگذره
فیونا:(پس بخاطر انیمه بود)
لوید: برو اینو خود مرد جاسوس بپرس
انیا: انیا میخواد بیاد
و انیا به لوید گیر داده که میخوام بیاد ماموریت
[پارت اول چطور بود پارت های بعد هم بذارم؟]
. U^ェ^U
┏━∪-∪━━━━━━┓
https://wisgoon.com/anya_forger
┗━━━━━━━━━┛
- ۱۰.۶k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط