اسیر عشق
اسیر عشق:)
پارت۳
فردا:ویو کوک:به امید ا.ت بلند شدم و تتو هام رو دیدم عالیییییی بود آفرین رفتم شرکت و دیدم مثل بچه کوچولو ها خوابیده و دماغش قرمزه که فهمیدم گریه کرده منو دید یهو بلند شد و تعظیم کرد
+سلام رئیس*بغض*
_سلام چیزی شده؟
+نه بفرمایید*بالا کشیدن بینی*
_بگو چرا گریه کردی؟
+هیچی همینجوری
_من میدونم تو اصلا آدم گریه نیستی پس بگو!
+خب راستش بچه ها اذیتم کرده
_چی گفتن
+هر چی که فکرشو کنید
_کدوما
+لیلی لارا کلوین
_خب میتونی بیای اتاق من
+بله
اومد تو اتاق و کارامو انجام دادم و دیدم اروم داره اشک میریزه و ساکته رفتم آروم بغلش کردم
_اشکال نداره ناراحت نباش اونا همیشه همینن
+..................
_ا.ت تو که میدونی اونا چقدر عوضی هستن پس چرا ناراحت میشی
+اخه به مادرم توهین کردن من مادری ندارم
سرش رو ناز کردم
_اشکال نداره
تامامممم
شرط:
لایک:۶
کامنت:۱۰
پارت۳
فردا:ویو کوک:به امید ا.ت بلند شدم و تتو هام رو دیدم عالیییییی بود آفرین رفتم شرکت و دیدم مثل بچه کوچولو ها خوابیده و دماغش قرمزه که فهمیدم گریه کرده منو دید یهو بلند شد و تعظیم کرد
+سلام رئیس*بغض*
_سلام چیزی شده؟
+نه بفرمایید*بالا کشیدن بینی*
_بگو چرا گریه کردی؟
+هیچی همینجوری
_من میدونم تو اصلا آدم گریه نیستی پس بگو!
+خب راستش بچه ها اذیتم کرده
_چی گفتن
+هر چی که فکرشو کنید
_کدوما
+لیلی لارا کلوین
_خب میتونی بیای اتاق من
+بله
اومد تو اتاق و کارامو انجام دادم و دیدم اروم داره اشک میریزه و ساکته رفتم آروم بغلش کردم
_اشکال نداره ناراحت نباش اونا همیشه همینن
+..................
_ا.ت تو که میدونی اونا چقدر عوضی هستن پس چرا ناراحت میشی
+اخه به مادرم توهین کردن من مادری ندارم
سرش رو ناز کردم
_اشکال نداره
تامامممم
شرط:
لایک:۶
کامنت:۱۰
- ۸.۰k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط