{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه روز تموم شد

سه روز تموم شد
ات میتونست راه بره چون جیمین خیلی ماساژش داد و اب گرم گذاشت ولی گلوی ات هنوز گرفته بود
فردا باید بره مدرسه (بچه ها صدای ات کلا گرفتست و اروم حرف میزنه)
-: نفسم بیا دمنوش بخور
ات:نمیخورم
-: قهر نکن دیگه
ات:نمیخورم
-: نخور کار بد کردی تنبیه شدی قهر کردن نداره
ات: اخم
-: رفت یه جزوه داد دست ات
-: تو این دو روز اینارو درس دادم بخون فردا میپرسم
ات: مگه سه روز نباید نمیرفتم
-: خب دو روز نرفتی امروزم نرفتی خوبی؟
ات: حواسم نبود
-: بگیر بخون
ات: گرفت بی صدا شروع کرد خوندن
-: رفت شام درست کنه
ات تو دلش:مرتیکه بلد نیست نازم بکشه
ات:دلم هنوز درد میکنه (زیر لب)
-: تو اشپز خونه داره غذای مورد علاقه ات و درست میکنه
بعد نیم ساعت بوی غذا بلند شد
ات: تعجب کرد
ات: اروم اومد تو اشپز خونه پشت جیمین وایساد از پشت یواشکی نگاش کرد
-: گشنته جوجه؟
ات: اره
-: بشین الان میارم
ات: رفت نشست
-: غذا رو اورد
ات: شروع کرد خوردن
-: داشت خوردن ات و نگا میکرد
ات: جیمین و نگا کردم
ات: نمیخوری؟
-: من سر گاز خوردم یکم میل ندارم تو بخور
ات: باشه
-:.......
خماریی......
یه پارتم شب میدم ✨
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی جیمین پارت ۴

چپد پارتی جیمین پارت ۳

پارت ۹ ویو سر سفره ....ات رفت و همه ی اعضا رو صدا کرد تا نوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط