{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدربزرگ مرد

پدربزرگ مرد...
از بس که سیگار میکشید...
مادربزرگ ساعت زنجیردار او را که همیشه به جلیقه اش سنجاق میشد....
به من بخشید...
بعدها که ساعت خراب شد....
ساعت رو به تعمیر بردم....
ساعت ساز عکسی به من داد....
که در صفحه ی پشتی ساعت مخفی شده بود....
دختری که شبیه جوانی مادربزرگ نبود...
پیر مرد چقدسیگار میکشید...
دیدگاه ها (۲۰)

؟؟؟؟

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. ن...

داشتم عکسای گالریم رو نگا میکردم!!به هر عکس نگا میکردم!!!دوب...

به درجه ای از عرفان ویس رسیدم ک...خط اول هر پستو میخونم!!!می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط