{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن گفت من هنوز بعد از ده سال که تو چشمات

زن گفت من هنوز بعد از ده سال که تو چشمات
نگاه می‌کنم دلم می‌لرزه، مرد هم داشت
تلویزیون‌نگاه می‌کرد پرسیدچی؟ زن‌گفت هیچی
گفتم آلبالو نمک زدم بخور! «زن نگاهی کرد»به
تلویزیون و آلبالو خورد، مرد داشت تلویزیون
نگاه می‌کرد و به این فکر می‌کرد که چقدر خوب
است زنی را دوست داشته باشی، زنی که هنوز
بعد از ده سال یادش نمی‌رود برایت آلبالو
نمک بزند! زن سرش را گذاشت روی پاهای مرد
مرد دست کرد توی موهای زن...
دیدگاه ها (۱)

لبخند مقدمه یک معاشقه و معاشقه مقدمه یک مقاربت خوب و مقاربت ...

غلط است اینکه گویند که به دل رهست دل را،دل من ز غصه خون شددل...

خاطرات از آن‌چه ‌که در اجسام می‌بینیدبه شما نزدیک‌ترند! این ...

و این منم زنی تنهادر آستانه‌ فصلی سرددر ابتدای درک هستی آلود...

همان روز، بعد از اتفاقات عجیب صبح، تهیونگ هنوز درگیر فکرهایش...

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط