{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیتهای نارنجی

بیت‌های نارنجی 🏮

نمی‌توانست
نمی‌توانست ادامه دهد
توانی نداشت
خسته شده بود
اما تسلیم شدن برایش بی‌معنا
پس برخاست
شعله‌های لباسش در باد می‌رقصیدند
شاید هم تصور او بود
دنیایی که در آن شیطانی وجود نداشت
زشتی و پلیدی وجود نداشت
چشمانش را گشود
آخرین تکنیک را اجرا کرد
در نهایت
کار را به دست کسی که
هنوز جانی در بدن داشت سپرد
و آرام چشمانش را به‌سوی دنیا بست ...

_ بیت‌های نارنجی _
دیدگاه ها (۳)

بیت‌های نارنجی 🏮می‌دانی درد واقعی چیست ؟این‌که قوی باشی آن‌ق...

بیت‌های نارنجی 🏮if I die don't cry look at the skyand say .....

بیت‌های نارنجی 🏮زیر باران بودمخیسآب چکه می‌کرداز موهایمبا خو...

بیت‌های نارنجی 🏮یخ زمانی آب بودآدم افسرده زمانی خوشحال‌ترین ...

پارت ۱۷!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط