{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم نیمه دوم

آشپزخانه پر از صدای آروم ظرف‌ها شد.

یون‌هی تصمیم گرفت غذایی درست کنه که همیشه تهیونگ دوست داشت؛ کیک برنجی کره‌ای تند و کنار اون کیمچی.

اول مواد رو آماده کرد. کیک‌های برنجی نرم رو کنار گذاشت و سس مخصوص رو آماده کرد. کمی خمیر فلفل قرمز کره‌ای، سس سویا، مقدار کمی شکر و ادویه‌ها رو با هم ترکیب کرد تا طعم شیرین و تند غذا متعادل بشه.

تهیونگ روی صندلی آشپزخانه نشسته بود و پاهای کوچیکش رو آروم تکون می‌داد.

«مامان... کمک میخوای؟»

یون‌هی برگشت و لبخند زد.

«هوم بزار فکر کنم، بیا اینجا.»

تهیونگ کنار مادرش ایستاد.

یون‌هی یک پیش‌بند کوچک براش بست.

«فقط مواظب باش، باشه؟»

«باشه.»

دو نفری کنار هم آشپزی کردن.

تهیونگ مواد رو با دقت نگاه می‌کرد و هر چند دقیقه از مادرش می‌پرسید:

«الان آماده شده؟»

و هر بار یون‌هی می‌خندید.

«نه، غذا یکم طول می‌کشه پسر کوچولوی مامان.»

بعد از مدتی، بوی شیرین و تند غذا تمام خونه رو پر کرد.

یون‌هی غذا رو داخل ظرف ریخت و کمی کیمچی هم کنار اون گذاشت.

روی میز، دو بشقاب قرار گرفت.

فقط دو بشقاب.

قبلاً همیشه سه تا بود.

اما یون هی درمورد اینکه چطور به تهیونگ بگه دیگه پدر نداره ذهنش مشغول بود.
دیدگاه ها (۰)

Broken Wings پارت دو نیمه اول

پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط